وویونگ، تنها بازمانده طرد شده ای که مجبور میشه با سان پیوند برقرار کنه تا زندگی خودش رو نجات بده، وارد دنیایی میشه که مسیر زندگیش رو به کلی تغییر میده و به جایی میرسه که آرزو میکنه ای کاش هرگز با اون پسر آشنا نشده بود.
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
-اون ترسناک نیست تهیونگ... گریه نکن. اونجوری که فکر میکنی نیست. تو بالاخره باید ازدواج میکردی، درسته؟ چی بهتر از یه ازدواج با یه فرمانده ی پولدار و بانفوذ؟
💥
ژانر : ازدواج اجباری، امگاورس، امپرگ، رومنس،اسمات