ONCE UPON A TIME |BTS,BP,VKOOK,JENNLISA

ONCE UPON A TIME |BTS,BP,VKOOK,JENNLISA

  • WpView
    LECTURAS 121
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Partes 6
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación jue, oct 12, 2023
این داستان درمورد شخصیت هایی هست که میشناسیم یا شایدم فکر میکنیم میشناسیم.... در شهری در ایالت مِین شخصیت هایی وجود داشتند که طلسم شده بودن.... پادشاه شیطانی به خاطره انتقامش از مین یونگی فرزنده ناتنیش طلسمی به وجود میاره که تمام سرزمین رو از جنگل طلسم شده به سرزمینی بدون جادو میبره زمان به مدت بیست وهشت سال از حرکت می ایسته و هیچ کسی یادش نمیاد قبلا کی بوده این میشه زندانشون فقط یک نفر میتونه طلسم رو بشکنه ..ناجی!!کسی که مقدر شده تو سن بیست و هشت سالگیش طلسم رو میشکنه. ___ -به استوری بروک خوش اومدید -ی اتاق میخواستم -اسمتون؟؟ -جونگکوک ... جئون جونگکوک +جونگکوک... اسم قشنگیه.... __ NAME:ONCE UPON A TIME __روزی روزگاری COUPLE:VKOOK,SOPE,JENNLISA,NAMJIN,CHAHSOO.. GANER:FANTASY,MAGICAL,OMGAVERS,AN ADVENTURE,SMAT🔞 WIRTER:ALEX HAN
Todos los derechos reservados
#6
wolf
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Blue Ice.
  • [ My Lost Angel ]
  • dancing on glass🍷
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • Blueberry scent
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • Brothers (Taekook)
  • Challenge = life
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido