sillhouette

sillhouette

  • WpView
    Reads 1,054
  • WpVote
    Votes 114
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Dec 21, 2024
❗️توقف خورده❗️ →silhouette سیلوئت، شبح یا تصویری سیاه در زمینه ای روشنه که چیزی از خوش نشون نمیده و نور نمیتونه اون رو روشن کنه. اتفاقات تیره ای که دور از دنیای روشن خیلی از ما میوفته و ازشون بی خبریم! توی کوچه پس کوچه های تاریک فقیر نشین بوسان، پارک جیمین یک شب توی بارون همراه برادرش از خونه بیرون میره تا از این سایه ی سیاهی که روی زندگیش افتاده فرار کنه و هرطور شده توی روشنایی زندگی کنه، اما دست سرنوشت چیز دیگه ای رو براش از قبل نوشته تا پارک جیمین رو تبدیل به شبحی کنه که به جای فرار از تاریکی و پناه بردن به روشنایی، به دل تاریکی پا بذاره و ازش قدرت بگیره. در تاریک ترین نقطه ی ممکن ناجی ای به زندگی پارک جیمین پا می‌ذاره که اون رو به قدرتمند ترین دوست و قاتلی بالفطره تبدیل می‌کنه که هرکاری از دستش برمیاد، حتی کاری مثل کشتن پارتنر های جئون جونگکوک که جرات می‌کنن نزدیکش بشن تا اون رو از جیمین بگیرن! " -ازت متنفرم. +بهم نشون بده این نفرت چقدر قویه، نشونم بده که چقدر میتونی ازم متنفر باشی. منو پرت کن روی اون تخت و کاری کن تا همه ی این نفرت ده ساله رو توی وجود خودم حس کنم. "
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Wrong number
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines