Blood hunter

Blood hunter

  • WpView
    Reads 218
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Oct 27, 2023
هیچ شبی برای انسان نیست.. شب‌ها باید مراقب بود، باید احتیاط کرد، اما کیم تهیونگ بی ملاحظه تصمیم میگیره برای مهمونی کریسمس سالانه‌ی دانشگاه از خونه خارج بشه.. ولی چی میشه اگه شب پر شور و هیجانش، تبدیل به بدترین و به یاد ماندنی‌ترین شبش بشه یه شب پر لذت می ارزه به یک یادگاری وحشتناک، از طرف یه دوست.. روی تنش؟ . . . . - خواهش می‌کنم.. منـ.. من فقط گرسنمه منـ.. من حالم بده، نجاتم بده پسر با اشک های نشسته‌ی روی صورتش درحالی که بدنش از تب شدید و اتفاقات وحشتناکی که لحظاتی پیش تجربه کرده بود می‌لرزید التماس کرد.. عرق های ریز و درشتی که روی پیشونیش خودنمایی می‌کرد نشون از حال وخیمش می‌داد.. اما آیا اون چشم های سرد و تو خالی به تمام این واکنش ها اهمیت می‌داد؟ بار ها این حالت هارو به چشم دیده بود و چیزی مانع به اتمام رسوندن زندگی پسر نمی‌شد - من بهت هشدار داده بودم، پسر خوشگل!
All Rights Reserved
#15
کوکوی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • خون دیر هنگام 🩸
  • The prophecy of the triplets
  • 𝕸𝖎𝖓𝖙 𝕭𝖔𝖞
  • University full of Horror
  • {i am little blue...}
  •  { مرواریدی از جنس مافیا }
  • Love sickness
  • the vampire diaries
  • ENEMYS: BOOK 2 ;(THE HUNT)
  • soul sisters

«آن‌ها دشمن هم نبودند؛ روایت‌های متفاوتِ یک نفر بودند» دو شخصیت اصلی، هر دو حاکم هستند. اما نه دو قلمرو جدا. آن‌ها حاکمِ دو روایت متفاوت از یک پادشاهی واحدند. مردم قلمرو، بسته به اینکه به کدام روایت ایمان دارند، یکی از این دو را «پادشاه واقعی» می‌دانند. قرن‌ها پیش، یک خون‌آشامِ جاودانه برای نجات قلمرو: خودش را به دو نیمه تقسیم کرد: نیمه‌ای که عشق را انتخاب کرد نیمه‌ای که قدرت را انتخاب کرد...

More details
WpActionLinkContent Guidelines