Blood hunter

Blood hunter

  • WpView
    Reads 214
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Oct 27, 2023
هیچ شبی برای انسان نیست.. شب‌ها باید مراقب بود، باید احتیاط کرد، اما کیم تهیونگ بی ملاحظه تصمیم میگیره برای مهمونی کریسمس سالانه‌ی دانشگاه از خونه خارج بشه.. ولی چی میشه اگه شب پر شور و هیجانش، تبدیل به بدترین و به یاد ماندنی‌ترین شبش بشه یه شب پر لذت می ارزه به یک یادگاری وحشتناک، از طرف یه دوست.. روی تنش؟ . . . . - خواهش می‌کنم.. منـ.. من فقط گرسنمه منـ.. من حالم بده، نجاتم بده پسر با اشک های نشسته‌ی روی صورتش درحالی که بدنش از تب شدید و اتفاقات وحشتناکی که لحظاتی پیش تجربه کرده بود می‌لرزید التماس کرد.. عرق های ریز و درشتی که روی پیشونیش خودنمایی می‌کرد نشون از حال وخیمش می‌داد.. اما آیا اون چشم های سرد و تو خالی به تمام این واکنش ها اهمیت می‌داد؟ بار ها این حالت هارو به چشم دیده بود و چیزی مانع به اتمام رسوندن زندگی پسر نمی‌شد - من بهت هشدار داده بودم، پسر خوشگل!
All Rights Reserved
#13
فیکشن
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • University full of Horror
  • The prophecy of the triplets
  • 𝕸𝖎𝖓𝖙 𝕭𝖔𝖞
  • Love sickness
  • soul sisters
  • the vampire diaries
  •  { مرواریدی از جنس مافیا }
  • ENEMYS: BOOK 2 ;(THE HUNT)
  • {i am little blue...}
  • خون دیر هنگام 🩸

النا مارتين به دانشگاه جديد ميرسه ولي نميدونه ك ب محضه ورود به اون دانشگاه تو چ دردسر بزرگي افتاده

More details
WpActionLinkContent Guidelines