در تاریکترین نقطهی جهان هستی،
جایی که پژواک پلیدی و خندههای کریهانهی دیوان و شروران هراس بر دل هر موجود زندهای میانداخت،
درست همانجایی که شیطان ایستاده بود، گل بابونه ای سر از خاک در آورد.
Compelete
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
وجود لیام دیگه سفید خالص نبود...
وجود زین دیگه سیاه خالص نبود...
ذره ذره روح لیام پر شده بود از رگه های طلایی و مشکی...
ذره ذره روح زین پر شده بود از رگه های نقره ای و سفید...
.Ziam.
.Short story.