حوا
  • WpView
    Okunma 4
  • WpVote
    Oy 0
  • WpPart
    Bölüm 1
WpMetadataReadDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Sal, Ara 5, 2023
WpInfo
Hayran Kurgu
جونگکوک خیلی ممنون بود که بارون میبارید‌.بارون اشکهاش رو استتار میکرد:《حاضرم هر کاری بکنم تا برگردم به روزایی که نمیشناختمت!》توی سکوت به همدیگه خیره شده بودن و حرفی نمیزدن ___________________ هوسوک سعی کرد بغضش رو سرکوب کنه:《بغلش نکردم...نبوسیدمش...زیر بارون باهاش قدم نزدم...دستشو نگرفتم...بهش دوستت دارم نگفتم...نزدیکش نبودم ...من فقط از دور دوستش داشتم و دارم!》سخت بود که کسی رو دوست داشته باشی که قراره مال یک نفر دیگه باشه! _______________ سوکجین لبخند تلخی زد و به چشمهای ناراحت و اشکی نامجون و تهیونگ نگاه کرد:《حسرت واقعی رو وقتی میخوری که ببینی به اندازه سنت زندگی نکردی!فکر کنم الآن همه ما این حسرت رو داریم!》 شروع: ۱۴آذر ۱۴۰۲ پایان:
Tüm hakları saklıdır
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • « تاراج » « 약탈 »
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎

فیکشن

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi