حوا
  • WpView
    Reads 3
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Dec 5, 2023
جونگکوک خیلی ممنون بود که بارون میبارید‌.بارون اشکهاش رو استتار میکرد:《حاضرم هر کاری بکنم تا برگردم به روزایی که نمیشناختمت!》توی سکوت به همدیگه خیره شده بودن و حرفی نمیزدن ___________________ هوسوک سعی کرد بغضش رو سرکوب کنه:《بغلش نکردم...نبوسیدمش...زیر بارون باهاش قدم نزدم...دستشو نگرفتم...بهش دوستت دارم نگفتم...نزدیکش نبودم ...من فقط از دور دوستش داشتم و دارم!》سخت بود که کسی رو دوست داشته باشی که قراره مال یک نفر دیگه باشه! _______________ سوکجین لبخند تلخی زد و به چشمهای ناراحت و اشکی نامجون و تهیونگ نگاه کرد:《حسرت واقعی رو وقتی میخوری که ببینی به اندازه سنت زندگی نکردی!فکر کنم الآن همه ما این حسرت رو داریم!》 شروع: ۱۴آذر ۱۴۰۲ پایان:
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Wrong number
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ

ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇

More details
WpActionLinkContent Guidelines