Story cover for SpringDay by atlasdawnie
SpringDay
  • WpView
    Reads 5,963
  • WpVote
    Votes 682
  • WpPart
    Parts 21
  • WpHistory
    Time 13h 44m
  • WpView
    Reads 5,963
  • WpVote
    Votes 682
  • WpPart
    Parts 21
  • WpHistory
    Time 13h 44m
Ongoing, First published Jan 18, 2024
[ایرادات کوچیک به تصویر جدید من آسیب می زنن.
دیوار بین اون چیزی که  میخوام بگم و اون چیزی که نمیتونم بگم رو همین‌ایرادت میشکنن.
بدون وقفه با سرکشی و طرح سوال در برابر چیزی که جهان از آن استفاده می کند. از اشتباهاتم! 
که میتونم مثل "افتخار" نشونشون بدم. 
کلیشه ثابت جهان با درون برخورد می کنه و برای مدت های زیادی آسیب هاشون رو به جا‌ میذارن.
اما این اشکالات موقت به نیروی محرکه ای برای ایجاد یه طول موج جدید تبدیل می شه و بخشی از من میشن. 
در این باره مطمئنم اما گاهی اوقات حتی اسلحه ها هم‌میتونم ایراداتی داشته باشن. و من همون اسلحم!
ظاهری محکم و قوی اما پر از ایراد‌...
ایرادات خطرناک!]

ᯓ Season 2 ; "SpringDay".
ミCouple ; YoonMin, Secret
ミGanre ; Angest, Romance, Mystrious
ミUp: in Wattpad 

"فصل دوم وایت شوگر [شکر سفید]"
#teaser  #SpringDay
All Rights Reserved
Sign up to add SpringDay to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by Lunablueberry7
18 parts Ongoing
Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
81 parts Ongoing Mature
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
You may also like
Slide 1 of 10
fake love ❗عشق دروغین cover
تو منو دیوونه می‌کنی! cover
𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 cover
Limerence | Vkook cover
HE IS YOUR OPPOSITE ROLE cover
The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver ) cover
𝙘𝙧𝙮𝙨𝙩𝙖𝙡 𝙨𝙣𝙤𝙬 [KookV] cover
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 cover
The night the moon left the sky cover
ittotl | vkook" cover

fake love ❗عشق دروغین

12 parts Ongoing

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶