"My wakmanta"

"My wakmanta"

  • WpView
    LECTURAS 7,805
  • WpVote
    Votos 703
  • WpPart
    Partes 42
WpMetadataReadContinúa20h 55m
WpMetadataNoticeÚltima publicación mar, sep 10, 2024
WpInfo
Ficción
Romance
_چرا همیشه کاری میکنی که در مقابلت دهنمو ببندم، چوی سان؟! _چون سرنوشت لعنتی لبات اینه که خفه بشی و منو تا حد مرگ ببوسی! *** اینبار داستان از یکی هست و یکی نیست ها رقم میخوره! چون ثبات داستان زندگی دو پسر از جایی شروع میشه که نشون میده میون تموم خیالات دنیا و ادم ها و عاشق و معشوق ها، چوی سان وارد شدنش رو به دنیای پسری که بیخیالی دو عالم روی خیالشه،اعلام میکنه! و وویونگ همون پسری که هرروز آوازه ی وحشتناک ترین مردی که خودش رو مالک خیلی چیزها میدونه به گوشش میخوره اما هیچ شناختی ازش نداره! در نهایت فرصتی پیشمیاد که هیجان وارد زندگی این دو پسر میشه و ادرنالین به طرز وحشتناکی بین اون دونفر جریان پیدا میکنه. *** couple: woosan genre: romance~dram~smat write by: mellanie
Todos los derechos reservados
#38
گی
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Mr. Narrator | Vkook/Kookv
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】
  • Amareath.
  • fake love ❗عشق دروغین
  • My violin_ویولن من
  • VALDEMAR
  • 《LOTUS | KOOKV》
  • Haven [Kookv, Yoonmin]
  • تو منو دیوونه می‌کنی!

┊Summary: اشراف‌زاده بودن همیشه شامل یک سری قوانین مشخص می‌شد اما جونگ‌کوک نه مثل بقیه بزرگ شده بود و نه هم ریشه‌ی اونها بود. به خاطر همین هم حاضر شد برای نجات دوستی که هرگز ملاقاتش نکرده بود، پا به کشوری بذاره که به خاکستری بودن شهرت داشت. حالا کی تضمین می‌کرد که تا چه مدت می‌تونه اونجا زنده بمونه؟ ┊Teaser: "- تهیونگ، خوشحالی؟ لرز نامشخصی از سوال پرسیده شده توی تنش نشست. - هستم. تو چی، خوشحالی؟ - هستم. سرش رو پایین انداخت و به دست آزاد جونگ‌کوک که فاصله‌ای با دست خودش نداشت، نگاه کرد. می‌تونست موقع راه رفتن دستش رو بگیره؟ - پس یعنی برمی‌گردی؟ قرار شد وقتی خوشحال کنار هم قدم زدیم برگردی. - بیا یه تعداد مشخصی رو تعیین کنیم. مثلا وقتی ده بار خوشحال کنار هم قدم زدیم من برمی‌گردم. انگشت اشاره‌اش رو به دست جونگ‌کوک زد و به سمتش برگشت. - با این تعدادی که تو گفتی تا ابد باید همین‌جا بمونی! - پس پنج تا؟ - سه تا. - قبوله!" ┊Genres: Romance, angst, smut, Political ┊Couple: Vkook (vers) ┊Writer: osiris ┊Up: saturday

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido