Story cover for The Outcasts|Vkook| by namifiction
The Outcasts|Vkook|
  • WpView
    Membaca 37
  • WpVote
    Vote 3
  • WpPart
    Bab 1
  • WpView
    Membaca 37
  • WpVote
    Vote 3
  • WpPart
    Bab 1
Bersambung, Awal publikasi Jan 26, 2024
NAME:the Outcasts
CUAPLE:Vkook
GENRE:supernatural.smut.romance
.fantazy
-----
زمانی که سرزمین الورا دچار خشکسالی شده بود و کشور در هرج و مرجی عظیم فرو رفته بود انگشت اشاره‌ی همه تنها به سمت یک نفر بود.
جئون جونگکوک دو رگه که بی اونکه به کسی ازار برسونه سال ها به دور از مردم در اعماق جنگل زندگی می‌کرد فکرش روهم نمی‌کرد که اون رو به جرم نحس بودن دستگیر و به قصر ببرن!

-م..من بی..بیگناهم اعلی‌حضرت.

-البته..بعد از اعدامت معلوم می‌شه که هستی 
یا نه!

                          -----
-با احتیاط وارد بشید چون قرار برای مظلومیت جونگکوک‌ِ دو رگه جر بخورید.
(ضعیف نه! (فقط مظلومیت و بی ازاری))
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan The Outcasts|Vkook| ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#1ومپایر
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐎𝐫𝐢𝐠𝐢𝐧𝐚𝐥 | 𝐓𝐚𝐞𝐣𝐢𝐧 oleh IHOM_Z
33 bab Bersambung
[ 𝐨𝐧 𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ] انگار شعله‌های جهنم خاموش شده بود؛ سوز سرما به صورتش سیلی میزد و تنش رو میلرزوند. هر چه جلوتر میرفت به درستی مسیرش بیشتر شک میکرد. هیچ اثری از تابلوی راهنما نبود. تنها چیزی که قدم‌هاش رو متوقف نمیکرد، رد لاستیک‌هایی بود که هنوز ادامه داشت. بعد از مدتی راه رفتن مقابل دری فلزی با خزه‌ها و پیچک‌های سرخی که به ذهنش هم نمیرسید با خون رشد کردند، رسید. چشم‌های تهیونگ با دیدن عمارت روبه‌روش گرد شد. نمای عمارت شبیه تکه ابر سیاهی بود که خودش رو توی آسمون لاجوردی جا کرده. همه چیز عجیب بنظر میومد و این تردیدش رو بیشتر میکرد. گزینه‌های زیادی برای انتخاب نداشت. در رو کمی هل داد. دری که بنظر میومد از قبل باز بوده به راحتی باز شد. تهیونگ فکر میکرد انتظار هر چیزی رو داره، حتی خفاش‌ها اما منظورش از هر چیزی یه عمارت مجلل با ارباب خوناشامی که زندگیش رو تغییر میده نبود. «فکر میکنم باید بادم زمینی صدات بزنم.» «چرا؟!» «چون بهش حساسیت دارم.» ᭧ 𝐓𝐚𝐞𝐣𝐢𝐧 | 𝐉𝐢𝐧𝐭𝐚𝐞 | 𝐉𝐢𝐧𝐦𝐢𝐧 ᭧ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 | 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 | 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 | 𝐒𝐦𝐮𝐭 ᭧ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐈𝐇𝐎𝐌_𝐙 ᭧ 𝐁𝐨𝐫𝐧:【2021/9/18】
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
I always laugh... cover
Mysterious cover
the vampire diaries cover
𝕸𝖎𝖓𝖙 𝕭𝖔𝖞 cover
{i am little blue...} cover
خون دیر هنگام 🩸 cover
hybrid  cover
 { مرواریدی از جنس مافیا } cover
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐎𝐫𝐢𝐠𝐢𝐧𝐚𝐥 | 𝐓𝐚𝐞𝐣𝐢𝐧 cover
The Prince Dracula ⭐️🩸🤵🏻🧛🏻پرنس دراکولا cover

I always laugh...

31 bab Bersambung

I always laugh ... but I'm never happy نمیدونم چقدره سر پروژه ی خوناشام هام ولی میدونم تبدیل شدم و الان خودم یکی ازونام که میخاستم روزی بکشمشون ... یکی ازون عجیباشون و تو همین حالم عاشق شدم ... من خیلی تفاوت پیدا کردم