𝐹𝑖𝑟𝑠𝑡 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝐹𝑖𝑛𝑖𝑠ℎ𝑒𝑑
تهیونگ داشت با همسر جدیدش داخل پاساژ راه میرفت.
اما اون صدا!
اون صدای سوته معروفه دوستپسر لعنت شدهش که خودش با دستای خودش ماشهی اون اصلحهی کوفتی رو روی قلبش چکوند.
اما حالا اون اینجا بود،که چیکار کنه؟که طبق قول زندگیشو سیاه کنه؟!
.
.
.
"بزن...هم خودتو راحت میکنی هم از دست من خلاص میشی....ولی!...ولی حق نداری اگر به هر نحوی اومدم دنبالت ازم فرار کنی...اگر اومدم دنبالت خوشبختیو برات آتیش میزنم...فهمیدی عشقه جونگکوک؟"
Kookv
Genre:horror,sadistic,unhappy,stressful,romance.
✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦
𝑆𝑒𝑐𝑜𝑛𝑑 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝑈𝑝𝑙𝑜𝑎𝑑𝑖𝑛𝑔.
همونطور که تهیونگ در گذشته غرق میشود بی خبر از اطراف ضربات بیرحمانهی خنجر دشمن ها را به جان میخرد تا فقط کنار مرد مورد علاقهش بماند،بی خبر از اتفاقات مهیبی که انتظارشان رو میکشند.
KOOKV
Genre:horror,romance,little comedy,stressful.
فرار از مراسم ازدواج اجباریاش، چیزی بود که مدتها براش برنامه داشت؛ اما جایی همهچیز پیچیده شد که در حین فرار، با جفتش روبهرو میشه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود.
"_ فرار نکن، بامبی...
مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیدهشده از سمت حیاط رو بهطرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.»
جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بیحوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگکوک و خندهی دلنشینش، زبون به دهنش خشک کرد.
_ بهجای برادرم، با من ازدواج کن."
ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت
کاپل: کوکوی
رایتر: مانلی