Story cover for Lucifer High  by NiyxSay10
Lucifer High
  • WpView
    MGA BUMASA 1,174
  • WpVote
    Mga Boto 263
  • WpPart
    Mga Parte 11
  • WpView
    MGA BUMASA 1,174
  • WpVote
    Mga Boto 263
  • WpPart
    Mga Parte 11
Ongoing, Unang na-publish Feb 12, 2024
‌❝ 𝑭𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 : 𝕷𝖚𝖈𝖎𝖋𝖊𝖗 𝕳𝖎𝖌𝖍 ྅

𖤐 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓  : 𝘕𝘐𝘠𝘟
𖤐 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆  : 𝘒𝘳𝘪𝘴𝘩𝘰 (𝘔𝘢𝘪𝘯),  𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘒𝘢𝘪𝘴𝘰𝘰, 𝘟𝘪𝘶𝘩𝘢𝘯, 𝘓𝘢𝘺𝘩𝘶𝘯, 𝘈𝘭𝘭 𝘵𝘩𝘦 𝘒𝘱𝘰𝘱'𝘴 𝘧𝘢𝘷𝘰𝘶𝘳𝘪𝘵𝘦 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴
𖤐 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆  : 𝘚𝘤𝘩𝘰𝘰𝘭 𝘈𝘜, 𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯𝘢𝘭, 𝘋𝘢𝘳𝘬, 𝘊𝘳𝘦𝘦𝘱𝘺, 𝘛𝘺𝘱𝘦𝘴 𝘰𝘧 𝘚𝘮𝘶𝘵𝘴

𖤐 𝑵𝑪 : +𝟮𝟭 



• روزی که فهمید برای راه انداختن دبیرستان باید تقریبا تمام داراییش رو بزاره وسط کمی تردید کرده بود؛ ولی روزی که درهای بزرگ اون دبیرستانه نسبتا مخروبه رو با دستای خودش باز کرد فهمید حاضره تمام عمرشو همونجا بمونه. همونجا، همون دبیرستانی که گذشته و آینده رو بهم میدوخت و حال رو برای آدمای داخلش پررنگتر میکرد؛ جایی برای خودش، و تمام بچه هایی که بهشون میگفتن شیطان...

- لوسیفر های داستان ماست؛ سایه‌هایی در جلد انسان که خیلی وقته روشنایی رو طرد کردن. داستان یه خانواده، خانواده‌ای بزرگ از شیاطین. 

- این فیکشن تقریبا تمام کاپل‌های کیپاپ رو در بر میگیره اما تمرکز اصلی روی داستان شخصیت‌ها و کاپل‌های اکسوعه.
All Rights Reserved
Sign up to add Lucifer High to your library and receive updates
o
#10kris
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
Revenge [Yoonmin]~|completed  ni R_BlueWriter
61 parte Kumpleto
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته
In "Kim" Mansion ⏳️ ni Saghar_Stories
37 parte Kumpleto
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
ادامه فیک شب دردناک  ni ErneIoang
103 parte Ongoing
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  ni Aristya_1016
23 parte Kumpleto
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فیکشن دارای دو فصل می‌باشد • ⤎ تلخی دنیا هیچوقت تمومی نداره. لی رونا دختر وزیر کشور بود که به شدت توسط پدرش تحت محافظت کلافه‌کننده‌ای قرار گرفته بود. همین روحیه سرکش و لجباز دخترش رو تحریک می‌کرد. برای همین طی یک اقدام ترور، پدرش با شخصی به نام جی‌کی مواجه می‌شه که مخفیانه و با هویت مخفی، کثافت کاری‌های مردم رو در قبال مقداری پول انجام می‌داد. برای همین تصمیم گرفت این خلافکار حرفه‌ای رو به عنوان بادیگارد شخصی دخترش استخدام کنه! ⋅───╼─╾───⋅ _ تو توی دنیایی زندگی می‌کنی پول و قدرت حرف اول رو می‌زنه. آدم‌های ضعیف وقتی سختی می‌بینن خیلی زود کنار می‌کشن و می‌میرن ولی آدم‌های قوی و قدرتمند با انتقام و چنگ و دندون حقشونو می‌گیرن. من فقط دارم حقمو می‌گیرم... خواهرم رو. انتقام ظلم‌هایی که در حقش شده. تو پول داری ولی قدرت نداری. تو ضعیفی رونا... یه آدم ضعیفی! _من ضعیفم و قدرت ندارم... ولی انسانیت دارم. خوبی دارم... احساساتم هنوز نمرده و سیاه و آلوده نشده. _پس همینجوری با این احساست ظریفت شکننده‌ات بمون لی رونا! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Exciting ⤷ Action ‼️در حال ویراستاری است‼️
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 10
LATE TALK - YoonKook [terminée] cover
Revenge [Yoonmin]~|completed  cover
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮�𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️ cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
Tiptoe :::... (Taekook ver.) cover
« تاراج » « 약탈 » cover
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  cover

LATE TALK - YoonKook [terminée]

45 parte Kumpleto

Après une rupture douloureuse, Yoongi se sent sombrer, il est enfermé dans une monotonie qui le ronge petit à petit. Chaque jour ressemble au précédent, jusqu'à ce qu'il ne croise la route d'un vieil ami, Namjoon. Celui-ci va l'inviter à passer dix jours en compagnie de son groupe d'amis dans un chalet isolé en pleine forêt. D'abord réticent, Yoongi finit par accepter l'invitation et y faire la rencontre de Jungkook, un jeune homme aux cheveux noirs et au regard envoûtant, duquel, il n'arrivera plus à se détacher. Entre discussions nocturnes et regards appuyés, va naître un lien intense mais discret, À l'abri des regards... ou presque.