جونگکوک بچهی درسخونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش میکرد. مسیر همیشگیاش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمیترین دوستش، اون رو به یک مسابقهی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون رانندهی جذاب رو دیده بود زندگیاش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگیاش رو به کل تغییر میداد...
Mais detalhes