"سایه های قدرت" Summary: تهیونگ،مافیا روسی که بعد از مرگ پدر و مادرش کسی لبخندی ازش ندیده و جونگکوک پسری که در یک کافه کوچیک کار میکنه. یک روز تهیونگ زخمی میشه و نزدیک ترین جا بهش کافه جونگکوک هست.چی میشه اگر وقتی جونگکوک بهش کمک کرد، نظر تهیونگ رو جلب کرده باشه و زیر نظرش بگیره؟ولی جونگکوک تنها کسی نیست که نظر تهیونگ رو جلب کرده،بلکه تهیونگ هم نظر جونگکوک رو جلب کرده.داستان دوتا استاکر با هم به کجا میرسه؟ تهیونگ دستشو روی عکس های جونگکوک روی تخته مخصوصش کشید و از لپتاپش به جونگکوک نگاه کرد و زمزمه کرد: -خیلی نزدیکه...که بیوفته تو دام ببره،خرگوش کوچولو. جونگکوک سرش و پایین اورد و پوزخندی زد و در همون حالت لب زد: +منتظرتم،مافیا کیم. Couple: Vkook Genre:Romance.mafia.angst.smut.happy ending. (تایم اپ:نامشخص)
More details