Story cover for stalker"VKOOK" by NAZI_2013
stalker"VKOOK"
  • WpView
    Membaca 8,050
  • WpVote
    Vote 654
  • WpPart
    Bab 25
  • WpView
    Membaca 8,050
  • WpVote
    Vote 654
  • WpPart
    Bab 25
Bersambung, Awal publikasi Mar 22, 2024
Dewasa
"استادی که توی خونه دانش آموزش دوربین کار گذاشته بود، هرگز فکرش رو نمی‌کرد روزی با یک جفت چشم تیله‌ای توی مانیتور روبه رو بشه..اونم وقتی که اون چشمها، درست به خودش نگاه میکردن..!"
....

انگست/عاشقانه/درام

ویکوک

ایده از پیج: taexjkk
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan stalker"VKOOK" ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Coshay / نامیرا oleh rominaromina396
130 bab Bersambung
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  oleh azin613
43 bab Bersambung
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
Coshay / نامیرا cover
•• Supreme ••  cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
Teach Me | یادم بده cover
EGO cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  cover
His To Ruin | KookV cover

𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان

44 bab Bersambung

«جئون جونگکوک،جوان‌ترین جراح بیمارستان سدار سینای لس‌آنجلس، وقتی تنها کسی شد که جرئت کرد قلب بانوی اعظم خاندان کیم را نجات دهد، وارد دنیایی شد پر از قدرت، رمز و راز و بازی‌های خطرناک. خانواده‌ای که در ظاهر باشکوه، زیر پوست سردشان توطئه‌ها و خیانت‌ها جریان دارد. اما میان تمام این پیچیدگی‌ها، یک چهره بود که همه را به سکوت وامی داشت... کیم تهیونگ، بزرگ‌ترین نوه‌ی خاندان کیم. و همان که بی‌صدا، قلب جونگکوک را ربود.» Main couple :vkook Side cuple: yoonmin,namjin,... Genre:Darck Romance, Drama , Smut Writer:بـــــاران Channel: vkookjjkv