غلاف قصة "GYPSY"   [KOOKV] بقلم Setayeshghoubadi
"GYPSY" [KOOKV]
  • WpView
    مقروء 7,639
  • WpVote
    صوت 1,004
  • WpPart
    فصول 8
  • WpView
    مقروء 7,639
  • WpVote
    صوت 1,004
  • WpPart
    فصول 8
مستمرّة، تم نشرها في مارس ٢٧, ٢٠٢٤
؛ از خوش شانسی امگای کولی بود یا بدشانسیش ... تهیونگ نمیدونست . بعد از اتفاق هایی که افتاده بود و حسی که در انتها تجربه میکرد ، نمیتونست قضاوت کنه . اما قطعا رفتارهایی که در پانزده سالگیش باهاش شده بود نمیتونست حقش باشه . اون معصوم تر و خام تر از اینهایی بود که بتونه این بی‌رحمی هارو تحمل کنه . بدنش ظریفتر از اونی بود که بتونه خشونت هارو تاب بیاره . افکارش تحمل این حجم از غم و دلتنگی رو نداشت . حس تنهایی .. دور از خانواده و دوستان شادش . روحیه ی سرزنده و آزادی طلبش تاب تحمل اسیری رو نداشت .
.
.
.
.
اما گذشته بر تمام اینها .. تهیونگ عاشق " اون " شد . ؛


دینگ دینگ دینگ .. برای فهمیدن تمام ماجرا ، با ما همراه باشید ( تبلیغات با لحن هیجانی 😂🤝🦦)


درود بر بروبچ واتپد 
باید بگم لیلیث اینجاست؟ بعله لیلیث اینجاست با یه مینی فیک از کاپل زیبای جونگکوک و تهیونگ 

ژانر : عاشقانه .. امگاورس ... اسمات ..فانتزی.. کمی غمگین .. تا حدودی وحشیانه ... با یه پایان خوش . 

فقط نکته ای که قابل گفتنه اینه که داستان ادبیات بازی داره بچه ها . پس لطفا اگه سنتون مناسبه بخونید . 

(+15)

و زمان آپ هم نامشخصه بچه های گلم . اما سعی میکنم طولانی نشه .
جميع الحقوق محفوظة
قم بالتسجيل كي تُضيف "GYPSY" [KOOKV] إلى مكتبتك وتتلقى التحديثات
أو
#318omegavers
إرشادات المحتوى
قد تعجبك أيضاً