"چشم های غمگینت، گونه های خیست، دست های زخمیت، زانو های خستهات غم های بی پایان و رنج های عمیقت رو میبوسم، اونقدری میبوسم تا زمانی که درمانی برای درد هات باشم."
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
~آخه لویی من تا ب حال هیچوقت چنین حسی رو ب هیچکی نداشتم این برام عجیبه...
.
.
.
~زین من امروز یه گندی زدم و برای اولین بار از اینکه کسیو به فاک دادم پشیمونم...
لری و زیام💙💚🧡❤️
Top ranked: #15 on ziammayne