یکشنبه بود؛ ۱۳ آگوست ۱۹۶۱. روزی که قرار بود تا آخر عمر در خاطر من و خیلی های دیگه بمونه. وقتی خواب بودیم دورمون حصاری بلند از سیمهای خاردار کشیده بودن. حصار تازه اولش بود. دیگه هیچ چیز، هیچوقت مثل روز اولش نمیشد. ><><><><><><><><><><>< ❥Genre: Romance, Political, Historical with elements of Adventure/Espionage. ❥Couple: Minsung ><><><><><><><><><><>< پسرای کرهای، ساکن برلین شرقی و به دنبال راهی برای گذر از دیوار، دور از چشم دیگران.
Karagdagang detalye