Story cover for stalker|kookmin by park_Karina2006
stalker|kookmin
  • WpView
    Reads 223,591
  • WpVote
    Votes 26,558
  • WpPart
    Parts 62
  • WpView
    Reads 223,591
  • WpVote
    Votes 26,558
  • WpPart
    Parts 62
Ongoing, First published Apr 12, 2024
﹝استاکر﹞

*یک پیام جدید از ناشناس
مشکیه بیشتر بهت میاد


کاپل: کوکمین 
ژانر: اسمات ، مدرسه ای ، فیک چت ، هارش
وضعیت: در حال اپ 
نویسنده: پارک کارینا
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add stalker|kookmin to your library and receive updates
or
#66fakechat
Content Guidelines
You may also like
ادامه فیک شب دردناک  by ErneIoang
80 parts Ongoing
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
Coshay / نامیرا by rominaromina396
130 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
You may also like
Slide 1 of 10
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
•• Supreme ••  cover
EGO cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
« تاراج » « 약탈 » cover
Coshay / نامیرا cover
Teach Me | یادم بده cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover

𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘

23 parts Complete

جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️