WIZARD
  • WpView
    Reads 884
  • WpVote
    Votes 117
  • WpPart
    Parts 26
WpMetadataReadComplete Sat, Jun 6, 2026
WpInfo
Fiction
Fantasy
Dark Fantasy
Magical Kingdoms
در عمر هر فرد یکبار اتفاق میافته که ارتش سایه ها بیرون بیان و قربانی رو برای سباستین ژان ببرن. هیچکس دلش نمیخواد اسم خودش یا عزیزانش روی اون تابوت نوشته شده باشه. برای همین خیلیها اون سرزمین رو ترک میکنن تا مبادا در نسل بعد معشوق سباستین ژان توی نسل اونها تناسخ کنه. اما این جهان اونقدر بزرگ نیست که بشه معشوق اون جادوگر رو ازش دور نگه داشت. معشوقی که هر بار سباستین ژان با خنجرش اونو میکشه و خونشو مینوشه. معشوقی که درست با بوسه اون همه خاطرات گذشتهاش به یادش میان و با لذت و عشق از اون خنجر استقبال میکنه. این نفرین بزرگ عاشق کش روزی باید از بین بره. آیا ییبو میتونه این نفرین باستانی رو نابود کنه؟
All Rights Reserved
#979
bl
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Innocent killer (قاتل بی گناه)
  • Flower Crowns (Ziammayne)
  • first love
  • ' 𝐀𝐠𝐞𝐥𝐚𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐌𝐢𝐧𝐝 '
  • a Bystander _ Yizhan
  • Love & Hate
  • "snowman" for  narastoo
  • Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است
  • two brothers
  • ♟️⌊ 𝚁𝚒𝚘𝚃 🪔 ⌉🧨

(Release soon) نام داستان:(قاتل بی گناه) 🔪 تعداد پارت: نامشخص وضعیت: در حال آپ ✍🏻 ژانر: (عاشقانه ،معمایی، گی ) کاپل: ( ییژان) نویسنده:(pershia) روز های آپ: چهار شنبه ها °•°•°•°•°•°•°•° ⭐ برشی از داستان: - « منظورت چیه که یه قاتل به اینجا اومده» خانم وانگ سرش را تکان داد و ماجرا را برای پسرش اینطور تعریف کرد +« حدود دو سال پیش اینجا یه خونه ساخته شد ، برای معلمی که از شهر اومده بود. اون رو فرستاده بودن تا به بچه های دهکده درس بده و اینجا ساکن شد... همه چیز خوب بود و تقریباً همه از معلم جدید راضی بودن، اون خیلی محترم و خوش اخلاق بود ،و بی نهایت زیبا. درست مثل فرشته ها بود، انگاری که خدا اون رو از بهشت فرستاده بود زمین. باورت میشه حتی لبخند از روی لبش یه لحظه هم کنار نمی رفت!!!» اما بعدش...... با سکوت خانم وانگ ،ییبو که غرق در افکار و صحبت های مادرش شده بود سرش رو بلند کرد و با کنجکاوی گفت:«اما بعدش چی؟!» خانم وانگ کمی جا به جا شد و اینطور ادامه داد :« اما بعدش اون قتل های عجیب رخ داد. .... •°•°•°•°• همه جا صحبت از اون قاتلِ شیطانی و بی رحم بود.... اما آیا اون واقعاً قاتل بود؟! «خودتون به زودی متوجه خواهید شد» ⭐ دوستان این اولین بوک من داخل واتپد هست، میشه لطفاً ازش حمایت کنید و اگه مشکل با کم و کاستی داره من رو در بهبود داس

More details
WpActionLinkContent Guidelines