"The GAZE"

"The GAZE"

  • WpView
    Reads 208
  • WpVote
    Votes 18
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Feb 11, 2025
Couple:hyunlix,minsung Genre: Romance, psychology, mystery, smut "تو ژان اِما لیوری رو میشناسی؟ فلیکس سرش رو بالا گرفت و از کلافگی نگاهش معلوم بود که تا بحال این اسم رو نشنیده. -یه بالرین معروف فرانسوی تو قرن نوزدهم بود آخرین بالرین دوران باله رمانتیک. -میدونی چطوری مرد؟ +من اونو نمیشناسم از کجا بدونم؟ -بر اثر سوختگی لباسش مرد ، موقع تمرین. فلیکس خیلی تعجب نکرد. +خب این دور از ذهن نیست اون دوره مد باله لباس های بلندتر بود..خیلی موقع ها به مشکل میخوردن با لباسشون. دستشو به گردنش کشید و لبخندی زد. -بعضی ها هم میگن مردی که قبلا عاشقش بوده لباسش رو آغشته به مواد کرده،سوختگی پایین لباس خیلی شدیدتر بود. دستشو روی گردن بند توی گردن فلیکس کشید و نگاهشو جلب کرد. -انگار اون قصد داشته پاهاشو بسوزونه تا اما دیگه نتونه برقصه ، ولی از کنترل خارج شد و کل بدن اما سوخت. -چه چیزی از پاهای بالرین ها براشون ارزشمند تره؟ +هیچ‌چیز -دقیقا فلیکس،من همه اینارو گفتم تا به همین جا برسم،اگه لازم باشه پاهاتو‌ میسوزونم‌ ، میشکونم یا حتی اونارو قطع میکنم تا تورو از صحنه بکشم پایین."
All Rights Reserved
#545
hyunlix
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Blue Ice.
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • Blueberry scent
  • Brothers (Taekook)
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • Challenge = life
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • [ My Lost Angel ]
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • dancing on glass🍷
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

More details
WpActionLinkContent Guidelines