Couple:hyunlix,minsung
Genre: Romance, psychology, mystery, smut
"تو ژان اِما لیوری رو میشناسی؟
فلیکس سرش رو بالا گرفت و از کلافگی نگاهش معلوم بود که تا بحال این اسم رو نشنیده.
-یه بالرین معروف فرانسوی تو قرن نوزدهم بود آخرین بالرین دوران باله رمانتیک.
-میدونی چطوری مرد؟
+من اونو نمیشناسم از کجا بدونم؟
-بر اثر سوختگی لباسش مرد ، موقع تمرین.
فلیکس خیلی تعجب نکرد.
+خب این دور از ذهن نیست اون دوره مد باله لباس های بلندتر بود..خیلی موقع ها به مشکل میخوردن با لباسشون.
دستشو به گردنش کشید و لبخندی زد.
-بعضی ها هم میگن مردی که قبلا عاشقش بوده لباسش رو آغشته به مواد کرده،سوختگی پایین لباس خیلی شدیدتر بود.
دستشو روی گردن بند توی گردن فلیکس کشید و نگاهشو جلب کرد.
-انگار اون قصد داشته پاهاشو بسوزونه تا اما دیگه نتونه برقصه ، ولی از کنترل خارج شد و کل بدن اما سوخت.
-چه چیزی از پاهای بالرین ها براشون ارزشمند تره؟
+هیچچیز
-دقیقا فلیکس،من همه اینارو گفتم تا به همین جا برسم،اگه لازم باشه پاهاتو میسوزونم ، میشکونم یا حتی اونارو قطع میکنم تا تورو از صحنه بکشم پایین."
سون سام /آمپرگ/امگاورس/ومپایر/ساحره/انگست/هپی اند
خلاصه:
6امپراطوری قدرتمند جهان،6برادر متحد که طبق حرف پیش گوی بزرگ دنبال تنها امگای باروروجفتشون هستن تا باهاش میت شن چون اون امگا تنها راه ادامه نسل بشریت وخاندان سلطنتیه وباید هفت پسر سه رگه بدنیا بیاره تا دنیارونجات بده ،دراین بین جیمین امگای زیبا وشیطونیه که دردهکده دورافتاده ای زندگی میکنه،دهکده ای که رئیس اون پدرشه همینطور هیچ اطلاعی از تکنولوژی وعصر جدید نداره
چی میشه اگه توی مسابقه ای که آلفاها برای جفت شدن باهاش به مبارزه میپردازن سروکله 6پادشاه پیدابشه؟مسلما جیمین نمیخواد با اونا جفت بشه پس چاره ای جز فرارکردن نداره ولی خب اون نمیدونه هربار فرارکردن ازاون قصر لعنتی چه تنبیهاتی وباید به جون بخره اونم توسط 6برادر روانی عاشق ودلباخته
مینی شات
روز های آپ=یکشنبه/چهارشنبه