Blue like your tattoo | HH ver

Blue like your tattoo | HH ver

  • WpView
    LECTURAS 6,223
  • WpVote
    Votos 1,468
  • WpPart
    Partes 61
WpMetadataReadConcluida mar, abr 15, 2025
WpInfo
Fanfic
EXO
"فکر کنم اشتباه شده، من برای آقای لی وقت گرفته بودم!" سهون لبخندی زد: "آه بله، آقای لی امروز نتونستند بیان، از من خواستند که کارتون رو امروز راه بندازم. من پیش ایشون آموزش دیدم، هیچ نگران نباشید. من در حد یک استاد حرفهای کار میکنم" سهون بعد تموم شدن حرفش با لبخند چشمکی زد. ولی لوهان چطور میتونست در برابر این پسر جوون که یک چشمکش باعث میشد گونههاش رنگ بگیرند، پایین تنهش رو تماما لخت کنه و یه تتوی پروانه بزرگ برای باسنش بگیره؟ 🔶️🔸️فیک بازگردانی شده از کاپل مامان بابای گاتسون که نویسندش خودمم :) 🔸️🔶️ روزهای آپ: جمعه✅
Todos los derechos reservados
#6
krisho
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Lovelorn
  • Hex City[هِکس سیتی]
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • SOLUS
  • My little boy in pain
  •  FALL / سقوط

یه هیونگ، یه مکنه ... یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت . بین شوخی‌هایی که زیادی جدی شدن و نگاه‌هایی که زیادی طول کشیدن، چیزی شکل گرفت که هیچ‌کدومشون اسمش رو نمی‌ اوردن چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن، بیشتر از همیشه خودشون رو نشون می‌دن . وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی ‌. ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟ سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛 آپ : پنجشنبه

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido