Story cover for TAYRANT by mohammadtagnar
TAYRANT
  • WpView
    Reads 747
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 4
  • WpView
    Reads 747
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 4
Ongoing, First published Apr 28, 2024
part 1
ولیعهد بر روی صندلی مخصوص لم داده بود و پاهای خود را بر روی میز دراز کرده بود. دختر عمویش سمیه مشغول لیسیدن پاهای او بود 
شاهزاده گفت : <<اگر میخوای رازت رو برملا نکنم بهتره کارت رو درست انجام بدی >> ؛ سمیه با ولع مشغول لیسیدن بود و آب از دهانش سرازیر بود و کابوس وارانه در ذهنش می اندیشید که اگر این راز که ولیعهد ، یعنی همسرش هنوز با او مقاربت نداشته و او هنوز باکره است برملا شود به راستی چه خواهد شد ؟ 
شاهزاده گفت : <<پدرت خیال کرده من انقدر خامم که به این راحتی تورو باردار کنم ، بزدل فکر کرده که شاه شدن نوه اش به همین راحتی هست !>> شاهزاده به سادگی ولیعهد نشده بود ! او نوه دختری پادشاه بود و در رقابت سخت اعتماد دربار را جلب کرده بود تا او را به جانشینی انتخاب کنند و اکنون حتی پدر بزرگ پیرش هم عروسک خیمه شب بازی او بود 
خون های زیادی ریخته بود ، جنایت های بزرگ !! 
همه این ها ریشه در بچگی سختی که گذارنده بود داشت !پدر او مرد شجاعی بود ؛ با اینکه رئیس یک دهکده کوچک بود به واسطه شجاعت و وفاداری به دامادی پادشاه رسیده بود ؛ و در آخر بر اثر خیانت خائنان و حسودان در یکی از جنگ ها کشته شد !!!مادرش هم بعد از مرگ پدرش از غصه دق کرد !این وقایع زمانی رخ داد که او هنوز چهار سال بیشتر  نداشت ! او در دربار با سختی های زیادی بزرگ شد
All Rights Reserved
Sign up to add TAYRANT to your library and receive updates
or
#8مستر
Content Guidelines
You may also like
عروس سایه‌ها by Veraluna0
26 parts Complete
"عروس سایه‌ها" [کامل شده] در دنیایی که عشق یک افسانه فراموش‌شده است، ازدواج‌ها به قیمت خون بسته می‌شوند. "رینارا ورسیلیس" شاهزاده‌ای است که از کودکی می‌دانست سرنوشتش به سایه‌ها گره خورده. او نامزد "دیمیتریا مورگاروس" است-حاکمی مرموز که چهره‌اش هرگز در نور دیده نشده، مردی که می‌گویند حتی شیاطین هم از او می‌ترسند. اما چرا؟ چرا کسی که هرگز او را ندیده، از ابتدا به او تعلق داشته است؟ شب قبل از عروسی، رینارا تصمیم به فرار می‌گیرد. اما حقیقتی که در دل تاریکی انتظارش را می‌کشد، چیزی فراتر از یک ازدواج اجباری است. سایه‌ها او را می‌شناسند. زمزمه‌هایی در گوشش نجوا می‌کنند. در آینه‌ها چشمانی را می‌بیند که متعلق به خودش نیستند. و مهم‌تر از همه، دیمیتریا همیشه می‌داند که او کجاست. "فرار نکن، عروس من. سایه‌ها همیشه راه بازگشتت را پیدا می‌کنند." اما وقتی رینارا پرده از راز این ازدواج برمی‌دارد، متوجه می‌شود که خودش هم بی‌گناه نیست. او هیچ‌وقت یک قربانی نبود، بلکه آغاز این نفرین بوده است. حالا که حقیقت فاش شده، آیا او حاضر است در کنار مردی زندگی کند که از صدها سال پیش در سایه‌هایش پنهان شده بود؟ یا فرار خواهد کرد و اجازه می‌دهد تاریکی همه چیز را ببلعد؟ تم‌ها: #ازدواج_اجباری، #عشق_ممنوعه، #نفرین‌ه
You may also like
Slide 1 of 10
The miracle of birth cover
paper stars (Completed) cover
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک cover
Little Mermaid cover
Unbound (Vmin) cover
اعترافات و خاطرات کیپاپی😐 cover
☁︎𝒀𝒐𝒖 𝑨𝒓𝒆 𝑴𝒊𝒏𝒆 ☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | cover
عروس سایه‌ها cover
زنــدانبــان_غــریبـه‌ی‌آشــنا cover
७𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲 cover

The miracle of birth

10 parts Ongoing

درمورد پسری که بیگناه ترینه ولی گناهکار شناخته میشه جیمین هیچوقت فکرشم نمیکرد جفتش دوست پسر برادرش باشه هیچوقت فکرشو نمیکرد قراره با پیدا کردن جفتش برادرشو از دست بده وگرنه منتظر تولد 15سالگیش نمیشد (برشی از داستان) : پسر من کجاست مین : پسرت از دیشب رسما امگای من شد و از حالا اجازه تمام کاراش با منه اگه من بخوام میمیره اگه من بخوام غذا میخوره اگه من بخوام حرف میزنه : ته چیشده؟ اون... حاملس... جیمین حاملس.... نویسنده: تارا. شهرزاد kapal:yoonmin kookv namjin hopsoo.