Who's the writer?

Who's the writer?

  • WpView
    OKUNANLAR 47
  • WpVote
    Oylar 10
  • WpPart
    Bölümler 2
WpMetadataReadDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Cum, May 3, 2024
تهيونگ يه نويسندس كه عاشق نويسندگي و خيال پردازيه، اخيرا يه داستان جديد رو شروع كرده و حسابي درگيرشه. داستان ازونجايي شروع ميشه كه ته با دوست صميميش جيمين يه دعواي بد ميكنه و اينقدر اعصابش خورده، موقع داستان نوشتن اسم جيمين رو داخل دفترش مينويسه و اونو وارد داستان ميكنه. و صبح روز بعد جيمين گم ميشه و كسي هيچ خبري ازش نداره. تهيونگ وقتي دفترشو باز ميكنه تا يكم ذهنشو كه بخاطر گم شدن جيمين بهم ريخته رو با نويسندگي اروم كنه، يچيز عجيب ميبينه! دو صفحه به نوشته هاش اضافه شده و تهيونگ ميتونه قسم بخوره كه اين دو صفحه رو اون ننوشته. و وقتي به صفحه بعدي ميره، پشماش از اينيم كه بود بيشتر ميريزه! جلل خالق! كلمه ها دارن پشت سر هم روي كاغذ اضافه ميشن و داستانو ميبرن جلو، بدون اينكه تهيونگ بتونه كنترولي روش داشته باشه! اوه شت وايسا! چرا اخرين كلمه اي كه نوشته شد اسم تهيونگه؟ صبح روز بعد تهيونگ هم به جمع گم شدگان ليست ما اضافه ميشه. ديگه لو دادن نداره، خودتون حدس زدين چه اتفاقي افتاده نه؟ __________ Couples: Kookv, yoonmin Genre: action, fantasy
Tüm hakları saklıdır
#11
فارسي
WpChevronRight
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • « تاراج » « 약탈 »
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi