Una noche de rocket

Una noche de rocket

  • WpView
    Reads 4
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Thu, May 9, 2024
WpInfo
Fanfic
Fancfic de Sr Eidrian y su moderador Sir_Mapache
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • برای‌بعد|For later
  • Anokhi dosti apni - Maddam Sir
  • ꕥ𝙼𝚊𝚏𝚒𝚊'𝚂 𝙰𝚗𝚍 𝚃𝚑𝚎 𝚂𝚝𝚛𝚘𝚗𝚐 𝙶𝚒𝚛𝚕ꕥ 𝕂.𝕋.𝕙 ✔︎✔︎
  • Manan FF Intense Love	 ✔️
  • 𝙎𝙝𝙤𝙩 𝙬𝙤𝙧𝙡𝙙🍁
  • bepannah muhabbat or drd
  • I HATE THE MEN
  • انتقامِ وفا (مکمل)
  • i used to be yours.| قيد التعديل

📌وضعیت: پایان یافته.🖤📚 ⏳آغاز: ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۸ ⌛پایان: ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۸. ⏰ بازنویسی: ۸ ژوئن ۲۰۲۵ در جهانی فروپاشیده میان فرشته‌ها و شیاطین، میان نجات و نابودی، جایی هست که عشق، پنهان‌ترین راز دل آدم‌هاست. این داستان، قصه‌ی دو برادر نیست. قصه‌ی دو نجات‌دهنده نیست. این، قصه‌ی دو روحِ یکی‌شده است. دین و سم، دو جانِ گره‌خورده، در میان آوارِ نبرد، در دل شب‌هایی که هیچ‌گاه پایان ندارند. وقتی سم از میان خون و تاریکی ربوده می‌شود، دین چیزی فراتر از برادرش را از دست می‌دهد؛ نیمه‌ی جانش را، نفسش را، قلبی که همیشه برایش تپیده بود. و بازگشت سم، نه پایانِ رنج، که آغاز دوباره‌ی اشتیاقی است که سال‌ها سرکوب شده، پنهان مانده، فریاد نزده. در آغوش هم، با لب‌هایی لرزان، اعتراف می‌کنند به چیزی که همیشه بینشان بود، ولی هیچ‌گاه جرئت بیانش نبود. عشقی ممنوع. عشقی مقدس. عشقی که تمام قوانین آسمان و زمین را زیر سؤال می‌برد. داستانی از بازگشت، از بوسه‌ای ناگهانی، از نگاهی که معنای زندگی‌ست. "و من، در نگاهت زنده شدم... حتی اگر فقط برای سی‌و‌یک ساعت." 🖤 وان‌شاتی از اولین کارهام و به یاد گذشته ووت و کامنت فراموش نشه 💜

More details
WpActionLinkContent Guidelines