Story cover for Boy A by Nabi14252
Boy A
  • WpView
    Reads 400
  • WpVote
    Votes 76
  • WpPart
    Parts 5
  • WpView
    Reads 400
  • WpVote
    Votes 76
  • WpPart
    Parts 5
Ongoing, First published May 11, 2024
به ماه خیره‌ شد و با لبخندی گوشه‌ی لبش زمزمه کرد .
+ نمی‌دونم صدام رو می‌شنوی یا نه . 
گمون کنم این‌هم بخشی از دیوونه‌بازی هایِ خودمِ اما امتحانش ضرری نداره مگه نه؟! 
دلم می‌خواد بهت زنگ بزنم . 
دلم می‌خواد باهات صحبت کنم , حتی امتحانش هم کردم , هزاران بار برا‌ت نوشتم و بعد تمام کلماتم رو تکه تکه کردم . 
دلم می‌خواد هر شب بهت شب‌بخیر بگم . 
دلم می‌خواد برات خاطره بسازم . 
دلم می‌خواد هرجارو که می‌بینی یادم بیوفتی اما نمی‌تونم . 
تو رفتی ... تو تموم شدی ...تو تنهام گذاشتی ...
دلم تو رو می‌خواد اما نمی‌شه . می‌دونی چی می‌گم؟!

______________________________________
اسم فیک :Boy A
کاپل اصلی :ویکوک 
ژانر :انگست ، درام ، رومنس ، اسمات‌ ، روانشناسی 
تعداد پارت ها :نامعلوم 
نویسنده :Kim Nabi
روز های آپ :چهارشنبه
All Rights Reserved
Sign up to add Boy A to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
You may also like
Slide 1 of 10
𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒖𝒑𝒑𝒆𝒕𝒆𝒆𝒓 cover
Hands of rain/دست های باران cover
پــارکـ‌‌ســوجیـن_تــراپـیـســت👠🔯 cover
Hotel California  cover
𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾���𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️ cover
𝙉𝙪𝙢𝙗𝙚𝙧10 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 cover
𝑹𝐮𝐬𝐬𝐢𝐚𝐧 𝑹𝐨𝐮𝐥𝐞𝐭𝐭𝐞 || 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᵛᵉʳ cover
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 cover
My Love Is VENGEANCE 🌌 [#1: Smothered Mate] cover
The Seven Deadly Sins #2: Wrath cover

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒖𝒑𝒑𝒆𝒕𝒆𝒆𝒓

5 parts Ongoing

♣️اسم: عروسک گردان ♣️ژانر: سوپر نچرال ، فانتزی‌ ♣️کاپل : hyunlix ﴿تا حالا شده احساس کنی داری از درون خالی میشی انگار با هر روز بیدار شدنت یه تیکه از وجودتو فراموش می‌کنی حتی دیگه یادت نمیاد که قبلاً چه جور آدمی بودی می‌خواستی به چی برسی ؟ آخرین باری که واقعا خوشحال بودی کی بوده؟ همه چیز مثل یه نمایش تکراریه...تنها می‌مونی با نخ‌هایی نامرئی که تو رو به دست دیگران وصل کردن و فقط می‌رقصی... درست مثل یه عروسک چوبی﴾ بین خانواده ی ما یک داستان از گذشته نسل به نسل میچرخید: "اگه یک روز به چشم‌های شیطان نگاه کنی، دیگه هیچی جز اون نمی‌بینی و حتی خدا هم نمی‌تونه چشم هات رو برگردونه." «و من... مستقیم به چشم هات نگاه کردم» از اون شب چیزی درونم بیدار شد تاریکی‌ای که هر روز صدام میزنه و من یک عمر باید تاوانش رو بدم‌.