زخــم و بوسـہ
یه لحظه قبل از اینکه پیچ جاده رو رد کنه و مستقیم بکوبه به دیوار، لبخند زد ، لبخندی که میگفت «بالاخره تموم شد».
ولی کی فکرشو میکرد ساختمونی که بهش خورده، درست کنار یه بیمارستان باشه؟
Ġèńŕèś " Dram,Psychological ,Smut ,Medical
ژانر:درام، روانشناختی، اسمات، پزشکی
کاپل: هیونلیکس ، چانهو