Story cover for My Man by imsandii
My Man
  • WpView
    Membaca 133
  • WpVote
    Vote 24
  • WpPart
    Bab 1
  • WpView
    Membaca 133
  • WpVote
    Vote 24
  • WpPart
    Bab 1
Lengkap, Awal publikasi Mei 12, 2024
جهیون و سونگهو که تمام عمرشون رو در فقر گذرونده‌اند، در آرزوی رهایی از این چرخه هستند. اما آیا این امکان وجود داره؟
و ممکنه چه راهی رو برای رهایی از فقر انتخاب کنند؟


وانشوت کوتاه🥂

Jaehyun🔝
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan My Man ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#308bl
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
استرس کابوس oleh Hamdastan
10 bab Bersambung
سال‌ها پیش در قلعه‌ای، چند هیولای عجیب و غریب زندگی می‌کردند. آن‌ها دوست داشتند در زندگی آدم‌ها تاثیر داشته باشند. دوست داشتند بودن و نبودن‌شان برای آدم‌ها تفاوت ایجاد کند. دوست داشتند برای آدم‌ها مهم باشند. آدم‌ها آن‌ها را ببینند، به آن‌ها توجه کنند، درباره آن‌ها حرف بزنند. شعر کودک و داستان نوجوان "استرس کابوس" با هدف کمک به درک و مدیریت بهتر استرس به نگارش درآمد. به علاوه داستان برای نوجوان استرس کبوس مفاهیم زیر را نیز آموزش داده است ارزش‌ها:اعتماد به نفس پند اصلی: همیشه کاری فوق‌العاده وجود دارد که فقط ما می‌توانیم آن را به خوبی انجام دهیم. فقط دقیق‌تر باید نگاه کنیم! یادگیری علمی: استرس خوب می‌تواند باعث تلاش و دقت بیشتر شود. هر کسی استعداد خاصی دارد که آن را بهتر از دیگران انجام می‌دهد یادگیری زبان: نایتمر به مفهوم کابوس است. استرس کلمه انگلیسی است که در فارسی نیز به معنای فشار روانی وارد شده است. با این حال استرس به فشار فیزیکی، تاکید، تاکید کردن، پریشان کردن را نیز اشاره دارد. کام به معنای آسوده‌خاطر، آرام، آرامش و آرام کردن است. در متن نام گروهی که که با آرامش در مقابل استرس‌ها برخورد می‌کنند. موقعیت: سال‌ها پیش کاراکتر: استرس‌ها و آدم‌ها امیدوارم لذت ببرید.
تحت سلاسل الجديل oleh Zxcbnnn
20 bab Bersambung
- هُنـاك حـكايات لا تُـروى بل تُـكتشـف خـطوة بعـد خـطوة حتى يتـحول القـلـب إلـىٰ ساحـة معركة.. في زاويـة مـُعتمـة من حيـاة لم يـختـرها أحـَد! اجـتمعوا قلـوب تـنـزف بـبطء .. وأسـَرار تتنفس خلف الأبواب المغلقة .. حـَـرب لـم يُـعلـن عنـها لكـنها تـَـحَرقهـم مـن الدَاخـل .. هنـاك من أنـتُـزع منـهُ حقَـهُ فـي الـحُـب فَـقـرر أن يـعيـد رَسـم مـَصيره بيديـه ولو كـان الثـمن خِرابـاً.. وتـوجد فتاةً ظـَنـت أن الثـأر سَيشفي ضعفهـا ! لكـنها لـم تـُدرگ أن قلبهـا كـان أول مـن سيخونهـا !.. وهنـالك قَـلبـان .. تَمـزقـت بَينهمـا صَداقـة عـُمر !!. بسـبب فَتـاة واحـدة وقَـفت في المُـنتصف! وفـي الظـلام كـان هوَّ .. ذاك الـذي لا يُمـلك إسمـاً ولا مَـلامح واضحـة .. ذاك الـذي وُلـد في العِـتمـة وصُـقلـت روحَـهُ فـي طـَرقات بـعيدة.. لكن حين تتـَشابـك الاقـدار يـَصبح الخـيط بيـن العـدو والمُنـقذ هشـاً . والأخـطـر من العـَدو.. هوَّ ذلك الـذي يَخفي رحمته تحتَ وجـه قاسـيِ لا يـَعرف الرَحَمـة !
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
lidocaine  cover
One Direction  cover
Darkness Prevailed [zarry] cover
استرس �کابوس cover
sope Book cover
𝐁𝐞𝐭𝐫𝐚𝐲𝐞𝐫𖥷🕊 cover
Awesomely & Handsomely (Kurdish)✔ cover
آقای فرامرزی cover
تحت سل�اسل الجديل cover
دماء الحمراء  cover

lidocaine

14 bab Bersambung

: "lidocaine" گاهی زندگی ما را به مسیری می‌کشاند که هرگز تصورش را نمی‌کردیم. در دنیایی که سرنوشت بی‌رحمانه بازی می‌کند، دو غریبه با زخم‌هایی پنهان، در تاریکی یکدیگر را پیدا می‌کنند. یکی از آن‌ها در جستجوی آرامشی است که هرگز نداشته، دیگری برای فرار از گذشته‌ای که سایه‌اش را رها نمی‌کند. اما آیا می‌توان از گذشته فرار کرد؟ یا تاریکی همیشه راهی برای بازگشت پیدا می‌کند؟ رازهایی که زمزمه‌های شبانه را در هم می‌شکنند، انتخاب‌هایی که زندگی را به دو نیم تقسیم می‌کنند، و عشقی که میان مرگ و زندگی، میان سقوط و رهایی، نفس می‌کشد. گاهی، تاریکی تنها پناهگاه است... اما آیا می‌توان در آن زنده ماند؟