
جونگووک پسری که با اختلالات روانی دست و پنجه نرم میکنه و تهیونگ..برادر ناتنی اش... که مجبور میشه مسئولیت مراقبت ازش رو به عهده بگیره ....و بعد از گذشت مدتی هردو درباره ی گذشته ی تاریک هم دیگه کنجکاو میشن.و شاید توی این راه چیزی به اسم عشق گریبان گیرشون بشه؟ تیکه هایی از داستان: _تو منو درک نمیکنی.. _من میفهممت جونگوک..من واقعا بیشتر از آدمای دیگه میشناسمت. _اینا همش حرفه.. _نیست..قسم میخورم که نیست. *** _من متاسفم که هیچوقت نتونستم کافی باشم _میدونی مشکل تو نیستی..مشکل منم. **** _به اندازه ی همه ی دردایی که کشیدی دوستت دارم _منم اندازه ای که سر مراقب ازم اذیت شدی دوستت دارم. *** _این کار اشتباهه. _تهیونگ کجای زندگیه ما درست بوده که عشقمون به هم دیگه اشتباه باشه؟ *** کاپل: ویکوک ژانر: رومنس/اسمات/انگستAll Rights Reserved