هایکا پسری که تو بچگی خانوادش رو از دست داده و از اون موقع ت ا الان پیش عموش زندگی میکنه
عمویی که چیزی جز اسم و چهره و بغل چیزی ازش نمیدونه
و آیا هایکا قراره به این جور زندگی کنار عموش ادامه بده ؟
(CC) Attrib. NonComm. NoDerivs
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
"توی این زندان... من با تو آزادم. تو آزادی منی."
وقتی در میون زخمها و تنهایی در یک زندان تاریک عشق نفس میکشه.
داستان اقتباس از سریال ترکی avlu با تغییر-
ژانر :درام، زندگی در زندان، لزبین