Extacy | VKOOK

Extacy | VKOOK

  • WpView
    Reads 6,795
  • WpVote
    Votes 468
  • WpPart
    Parts 6
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Jul 1, 2024
"از من بشنو،هیچوقتِ هیچوقت عاشق اربابت نشو!" عشق بین یک پسربچه یتیم که برای کار کردن به عمارت خانواده کیم میره ولی با اتفاقاتی که میفته... Part of story: - "میدونی ارباب،میگن چشمای من خیلی عادی و زشته." تهیونگ به چشم های قهوه ای رنگ عشقش خیره شد: "کی این حرفو زده؟" - "چشمای من قشنگ نیست.." - "باور کن،حتی نورای تو خیابونای سئول به اندازه ی چشمای تو برام نمیدرخشن!" و این یک اعتراف بود؟! " دوستت دارم ، تهیونگ. " " دوستت دارم ، جونگ‌کوک. " ___________________________________________ وضعیت: درحال‌آپ.
All Rights Reserved
#205
vkook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ارزوی بی پایان
  • S*X MATE(complete)
  • bleak'
  • MY HEART FOR YOU
  • {{My First Love}} {J.M}✔
  • 𝑩𝒆 𝑺𝒆𝒍𝒇𝒊𝒔𝒉 𝑰𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ]
  • " baekhyun's story "  [Complete]
  • 💫Drown your gaze👁
  • حب وحرب (في ليبيا يحرم العشق )
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛

هیچ چیز نداشتم نه خانه واده نه دوست و نه حتی مقداری پول با امید و ارزو تنها ساکی که داشتمو جمع کردم اما ارزو میکردم کاش هیچ وقت به ارزوم نمیرسیدم چرا که از چاله به چاه افتادم و دیگه هیچ راه برگشتی نبود چون من نحس بودم شاید خوده شیطان! ژانر : رومنس ، تراژدی ، مدرسه ای ، جادوگری دختر پسری وضعیت : پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines