Story cover for Ocean  by _thirdpsychopath
Ocean
  • WpView
    Reads 2,837
  • WpVote
    Votes 299
  • WpPart
    Parts 12
  • WpHistory
    Time 2 hours, 14 minutes
  • WpView
    Reads 2,837
  • WpVote
    Votes 299
  • WpPart
    Parts 12
  • WpHistory
    Time 2 hours, 14 minutes
Ongoing, First published Jun 11, 2024
لی مینهو دانش اموز بورسیه که تازه به سئول نقل مکان کرده و همکلاسی عجیب و غریبش نظرش رو جلب میکنه.
چی میشه اگه همین همکلاسی زندگیش رو به کل از همون روز اول مدرسه تغییر بده؟..

_اوشن؟..
تا الان همچین اسمی رو توی آسیایی ها ندیده بود. شاید یه لقب بود؟..
یا شاید هم پسر که اوشن نام داشت اهل کره نبود.
ولی بعد از اینکه وارد شد، پسر چند لحظه خشکش زد.
حالا همه چیز کمی قابل درک شده بود.
داشت درست میدید؟..
چشم های اون پسر..آبی بود!
 نه هر آبی ای..به رنگ اقیانوس.. 


ژانر: عاشقانه، معمایی، درام

روز های اپ : سه شنبه ها
All Rights Reserved
Sign up to add Ocean to your library and receive updates
or
#676leeminho
Content Guidelines
You may also like
Little Bunny  by Zabi1212
40 parts Complete Mature
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
《LOTUS | KOOKV》 by mono_1989
27 parts Ongoing
Summary: در قلب لس‌آنجلس، شهری که زیر سایه مافیا زنده است، سه روح گمشده سرنوشتی غیرمنتظره را رقم می‌زنند. حرامزاده دورگه، کاپوی بی‌رحم با گذشته‌ای آکنده از زخم‌های عمیق. دکتر پلاگ، مردی با نقابی از اسرار که هیچ‌کس از انگیزه‌های واقعی‌اش خبر ندارد، و در نهایت لوتوس. مردجوانی که زخم‌هایش او را به زندانی درونی بدل کرده است. در بین صفحات این کتاب، روایتِ کلمات در باب زندگیِ گلی سرسخت خواهند بود که در مردابی به نام "شهر فرشتگان" زندگی‌ میکرد. شاید بنظر نمی‌آمد، اما او با تمام زیبایی و معصومیتی که فخر فروشانه در مرداب به نمایش می‌گذاشت در آنجا ریشه داشت. اما وقتی انتقام، حقیقت، و خیانت در هم می‌آمیزند، مرز میان دشمنی و اعتماد محو می‌شود. اما وقتی عشق، در ما بین صفحات این روایت مافیایی تنیده می‌شود، انتخاب‌ها دیگر ساده نیستند. آیا می‌توان در دنیایی پر از خون و خیانت، حقیقت را یافت؟ یا نقاب‌ها برای همیشه چهره واقعی‌شان را مخفی خواهند کرد؟ رازهایی که می‌توانند زندگی‌ها را نابود کنند، در میان آتش انتقام و عطش قدرت آشکار می‌شوند. ژانر:action, dram, fiction, mafia, romance, sciencefiction, کاپل: teakook
Snowy Wish  by mahi_01
59 parts Complete Mature
¦𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: ChanLix, BinSung, ChangLix ¦𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Smut, Drama ¦𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: mahi01 ¦𝑹𝒆𝒏𝒅𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏: Selene ¦𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍:@straykidsbl -نونا. با عقلت تصمیم نگیر. زندگیت...آینده‌ات رو خراب نکن. اولیویا تلخندی زد و از جیسونگ فاصله گرفت تا بتونه به چشم‌های پسر کوچیکتر از خودش نگاه کنه. -کدوم آینده سونگی؟ مگه...مگه من آینده‌ای هم دارم؟ جیسونگ قطره اشکی که روی گونه‌ی اولیویا افتاده بود رو با انگشتش گرفت. -متاسفم نونا... اولیویا لبخند زد و موهای جیسونگ رو بهم ریخت. -تو چرا بچه؟ تو چرا متاسفی؟ مگه تقصیر تو بوده؟ جیسونگ بغضش رو قورت داد و سرش رو پایین انداخت. -برای اونایی متاسفم که باهات اینکار رو کردن. برای برادر احمقت که حقیقت رو میدونه و هنوز هم انکارش میکنه! اولیویا پشت به جیسونگ به سمت میزش رفت. -مهم نیست. من خیلی وقته دارم با این درد میسوزم! ❄️💫 -مراقب خودت باش فلیکس. اینکه دارم میدمت دست چان، به این معنی نیست که برام بی ارزشی. اتفاقا چون خیلی باارزشی این کار رو کردم...چان به اعتمادم خیانت نمیکنه! ❄️💫 چان سرش رو جلو برد. لبهاش رو روی گونه ی فلیکس چسبوند و محکم بوسیدش. -وقتی خجالت میکشی قلبم تندتر میزنه. فلیکس خندید و دست هاش رو دور گردن چان حلقه کرد. چان لبهاش رو روی چونه ی فلیکس چسبوند و آروم مکید. فلی
jemini_power2 by kiimsam100
33 parts Complete Mature
این فصل،ادامه داستان فصل ا‌وله. پس اگر نخوندینش،حتما اول اون رو بخونین. *بک:چان،من لیاقت بودن باتو روندارم. چان:چیشده بکهیون؟چراهمچین فکری میکنی؟ بک:توخیلی مهربونی چان. چان:داری میترسونیم بک. بک:داشتم یه کار بد میکردم. چان:چیکار؟ببینمت؟ بکهیون اجازه نداد چانیول صورتش رو ببینه و سرش رو بیشتر به سینه چان فشرد. چان:به خودت اسیب زدی؟ بک:نه. چان حلقه دستاش دور بدن بکهیون رو تنگ تر کرد. چان:خب پس اشکالی نداره،هنوز کاربدی نکردی. بک:حتی اگه به تو اسیب بزنم؟ چان:تاوقتی تو خوب باشی،من مشکلی با اسیب دیدن ندارم زیبای من. بک:اینقدرباهام خوب نباش چان.یکم بدرفتاری کن. چان:بلد نیستم که. *توفراموش نمیشی کریس،درست مثل اولین لحظه ای که دیدمت، واولین جانمی که ازبین لب هات شنیدم....درست مثل اخرین لحظه ای که دیدمت و اخرین باری که لب هاتو بوسیدم،امیدوارم توهم یه روزمنو به یاد بیاری. نباید تنهام میزاشتی ریس...... *من چانو دوس دارم ولی نمیتونم به اون زن فکر نکنم.چرانمیتونم جلوی افکارمو بگیرم؟چراهیچ کاری نمیتونم بکنم؟حس میکنم دوتا شخصیت متفاوت دارم که کنترل دومیش دست من نیست....
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
82 parts Ongoing Mature
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Marry on a cross by haruko10000
19 parts Ongoing Mature
حتما لازم نیست بزرگسال باشی تا درد رو با سلولات حس کنی! همیشه داستان ها با "همه چی از وقتی شروع شد" اغاز میشن ولی این‌ بار نه اغاز نه پایان و نه حتی احساسات مشخصی وجود داره، هرچی جلوتر میری متوجه میشی سرنوشت تعیین شده اس هرچقدر تلاش کنی دراخر اتفاقات گذشته با انزجار و بی شرمی تمام بند بند وجودتو چنگ میزنه و درون خودش میبلعتت. بعضی وقتا تاوانی که برای اتفاقات گذشته و حال باید پس بدی سنگین تر از تحمل انسانِ تمام بدبختی های لی فلیکس بعد از ورود پسر تازه وارد و بدعنق هزار برابر شدن، حداقل خودش اینجوری فکر میکرد - تغییر کردم + تظاهر کردی. - عنصرهای مورد علاقت چیه ان؟ + باریم، نیتروژن، ژومانیم، دیسپرونیوم، ید، کربن، پتاسیم؛ البته به لاتین. "در جهان ابدیه واقعیت بمان و ذره ای نزدیک دروازه‌ها نشو" Couples: hyunlix - minsung - chanmin Side couples: secret Genre(s) : School life, smut (full-rape), romance, angst, Slice of life, half fantasy Start : 2024 MAY 12 End : - 💯hyunlix - هیونلیکس 💯 minsung - مینسونگ 💯chanmin - چانمین ⭕️ قابل توجهتون باشه که، من حرفی از کاپل فرعی نزدم پس به تمام کاپل ها بها داده میشه ولی دراخر بوک مربوط به هیونلیکسِ. ⭕️ 📌امیدوارم لذت ببرید و حمایت کنید
You may also like
Slide 1 of 10
Amareath. cover
●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •● cover
Little Bunny  cover
𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 cover
《LOTUS | KOOKV》 cover
Snowy Wish  cover
jemini_power2 cover
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 cover
Marry on a cross cover
KOREA'S MOST POWERFUL CEOS cover

Amareath.

7 parts Ongoing

روزی می‌رسه که جونگ‌کوک، به جنگلِ چشم‌های تهیونگ هم حکومت می‌کنه... Couple: Kookv, yoonmin, namjin, secret. * Genre: Historycal, Angst, Omegavers. «در جهانی که مرز میانِ قدرت و تباهی باریک‌تر از تیغِ شمشیر است، هر تصمیم بهایی سنگین دارد. قصرها با نورِ فانوس روشن می‌شوند؛ اما در پسِ دیوارهایشان، رازهایی نهفته‌ است که می‌توانند سرنوشتِ یک سرزمین را تغییر دهند. جایی که سیاست با خون نوشته می‌شود و وفاداری، بهای خودش را طلب می‌کند، تنها یک نگاه، یک انتخاب، کافی‌ست تا سرنوشتِ مردمان دگرگون شود. این روایت، قصه‌یِ پیمان‌های ناگفته، عشق‌هایِ خاموش و جنگی پنهان میانِ حقیقت و دروغ است.»