The Red Hills [L.S]

The Red Hills [L.S]

  • WpView
    LECTURAS 6,065
  • WpVote
    Votos 786
  • WpPart
    Partes 21
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación sáb, dic 20, 2025
"عزیز من؛ تعداد نامه‌هایی که در خیالم برایت نوشته‌ام از دستم خارج شده. در دهکده‌های دورافتاده سگ پیری‌ست که هرشب رو به روشنایی ماه می‌گرید، من دلتنگی آن سگم. حالم بد است؛ برای من کمی از دست‌هایت را بفرست." آسمان با باران گلوله‌ها تداعی‌گر کابوسی دیرینه مثل آخرین روز‌های بقای زمین بود و پوتین‌هایی که در دریاچه خون قدم می‌گذاشتن، وهمی از نشنیدن و خشک شدن قلم که در اون تپه‌های سرخ از خون، هرگز قوی‌تر از گلوله‌ها نبود و نامه‌هایی که هیچ مقصدی جز جهنم نداشتن؛ مگر این‌که قلم لویی به گریه می‌افتاد.
Todos los derechos reservados
#13
larrystylinson
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • You're My Freedom
  • Clocks That Don't Tick|k.th
  • بوسان ٫٫٫٫Bosan
  • رز سفید خونین🥀🖤BLOODY WHITE ROSE
  • sometime ideas
  • من کەوتم بۆت
  • 002-Payne [Z.M]
  • فصل هفتم- مرز باریک میان خاطره و رهایی- کتاب میدان سکوت- نویسنده =Z•Author
  • غرق در چشمانش/𝕯𝖗𝖔𝖜𝖓𝖎𝖓𝖌 𝖎𝖓 𝖘𝖍𝖊'𝖘 𝖊𝖞𝖊𝖘
  • تناسخ زمان Reincarnation

"توی این زندان... من با تو آزادم. تو آزادی منی." وقتی در میون زخم‌ها و تنهایی در یک زندان تاریک عشق نفس می‌کشه. داستان اقتباس از سریال ترکی avlu با تغییر- ژانر :درام، زندگی در زندان، لزبین

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido