The Red Hills [L.S]

The Red Hills [L.S]

  • WpView
    Reads 6,235
  • WpVote
    Votes 786
  • WpPart
    Parts 21
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Dec 20, 2025
"عزیز من؛ تعداد نامه‌هایی که در خیالم برایت نوشته‌ام از دستم خارج شده. در دهکده‌های دورافتاده سگ پیری‌ست که هرشب رو به روشنایی ماه می‌گرید، من دلتنگی آن سگم. حالم بد است؛ برای من کمی از دست‌هایت را بفرست." آسمان با باران گلوله‌ها تداعی‌گر کابوسی دیرینه مثل آخرین روز‌های بقای زمین بود و پوتین‌هایی که در دریاچه خون قدم می‌گذاشتن، وهمی از نشنیدن و خشک شدن قلم که در اون تپه‌های سرخ از خون، هرگز قوی‌تر از گلوله‌ها نبود و نامه‌هایی که هیچ مقصدی جز جهنم نداشتن؛ مگر این‌که قلم لویی به گریه می‌افتاد.
All Rights Reserved
#107
classic
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • فصل هفتم- مرز باریک میان خاطره و رهایی- کتاب میدان سکوت- نویسنده =Z•Author
  • You're My Freedom
  • بوسان ٫٫٫٫Bosan
  • sometime ideas
  • 002-Payne [Z.M]
  • رز سفید خونین🥀🖤BLOODY WHITE ROSE
  • غرق در چشمانش/𝕯𝖗𝖔𝖜𝖓𝖎𝖓𝖌 𝖎𝖓 𝖘𝖍𝖊'𝖘 𝖊𝖞𝖊𝖘
  • Clocks That Don't Tick|k.th
  • تناسخ زمان Reincarnation
  • من کەوتم بۆت

هر سوگ، دروازه‌ای است به جهان پرسش‌ها. مرگ، تنها غیاب یک انسان نیست؛ آغاز مکالمه‌ای‌ست میان دل و اندیشه.🕯️🌱

More details
WpActionLinkContent Guidelines