Night Flame

Night Flame

  • WpView
    Reads 22
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Thu, Aug 8, 2024
Writer: loui Genre: bl, fantasy academia, romance به عنوان پسرخوانده کوچکتر لرد خاندان سیلوستر که قدرت شب و تاریکی رو در دست‌های خودش داشت، اینکه ظاهری متفاوت‌تر از اعضای خانواده داشته باشه به اندازه کافی توجه‌ها رو به خودش جلب می‌کرد؛ چه برسه به اینکه هیچ قدرتی نداشته باشه. باید اعتراف می‌کرد که اگه حق انتخاب داشت هرگز به همچین چیزی تن نمی‌داد ولی چیکار میشه کرد؟ به قول مردم، اون فقط یک موقرمز خوش‌شانس بود که خودش رو در قلب سنگی لرد تاریکی، جا داده بود؛ حتی بیشتر از پسر واقعی لرد سیلوستر که برادر بزرگترش بود. و تنها چیزی که شایعات رو متوقف می‌کرد، رفتن به آکادمی و اثبات خودش به پدرش بود. آکادمی لیبی‌رینث که جایی برای تمام کسانی بود که می‌تونستند بی‌توجه به نژاد و یا مقامشون، کنار هم برای آینده میریدور تحصیل کنند و به سرزمینشون خدمت کنند.
All Rights Reserved
#69
fantasy
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth
  • هل سيعود كل شي...؟
  • womb of oblivion
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • CHROMANDA | VKOOK
  • ~Where's My Angel❄
  • Daddy And Little Girl
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines