Story cover for Prince| KOOKV by Emmary_kim22
Prince| KOOKV
  • WpView
    Reads 22,045
  • WpVote
    Votes 2,314
  • WpPart
    Parts 33
  • WpView
    Reads 22,045
  • WpVote
    Votes 2,314
  • WpPart
    Parts 33
Complete, First published Jul 02, 2024
Mature
_میخوای منو بکشی درسته؟ اصلا تو دلیلی برای اون رفتار های مسخره ای که توی دفترت نوشتی داری؟ یا فقط یه سادیسمی هستی که از کشتن آدما لذت میبره؟ 

جونگ‌کوک سری تکون داد و صورت خیس از اشک پسر رو با دست هاش قاب گرفت. 
پیشونیش رو به پیشونی پسر چسبوند و گفت: 

_تو... تو تمامِ منی تهیونگ؛ چطور تونستی همچین فکری بکنی؟ من عاشقت نیستم بلکه تو رو میپرستم پرنسس. و تو با خودت فکر کردی که من میتونم بکشمت؟

_____________________________



تهیونگ دانشجوی پزشکی که تمام زندگیش رو وقف پیدا کردن برادر گم شده‌اش کرده اما یک شب با قرار گرفتن عده ای مشکوک سر راهش و پیشنهاد رئیس اونها، زندگیش از این رو به اون رو میشه و .....


_____________________________


سلام بچه ها Emma  هستم نویسنده اصلی فیکشن پرنس.
لطفا داستان های من رو از اکانت خودم دنبال کنید♡


🚫Do not Copy 🚫

🌈تایم آپ🌈

روز های فرد
All Rights Reserved
Sign up to add Prince| KOOKV to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
❏ᏟᎪᏞᎷ ᏚᏞᎬᎬᏢ❏ by YukiS_08
6 parts Complete
نام :خواب آرام🩶 کاپل:ویکوک_کوکوی ژانر:انگست، روزمره،بخشی از زندگی،کلاسیک،سداند،چندشاتی. شروع:۶ آپریل۲۰۲۳ /۱۷ فروردین ۱۴۰۲ پایان: ۱۰آگوست ۲۰۲۵/ ۱۹ مرداد ۱۴۰۴ بخشی از داستان: با تمام وجود داد میزد - همیشه میگفتن ما جدا نشدنی ایم،همیشه فکر میکردم حرفشون درسته اما حالا ببین کجا ایستادم ؟ - قرارمون این نبود که من و توی این دنیای سرد و بی رحم ول کنی و بری. - خیلی خودخواهی جونگکوک،میدونستم خوابالویی ولی نمیدونستم من و به یه خواب راحت میفروشی - این بود دوست دارم هایی که میگفتی؟همینقدر دوسم داشتی؟ - ولی من بی معرفت نیستم، من ولت نمیکنم، تا همین الان هم اشتباه کردم که صبر کردم حالا که تو نمیتونی من میام پیشت نگاهی به زیر پاش و دریای خروشان انداخت موج های دریای عصبانی محکم خودشون و به صخره ها میکوبیدن و آسمون هر از چند گاهی غرشی میکرد و سعی می‌کرد ابر های تیره رو بشکافه چشماش و بست و بعد از نفس کشیدن بوی دریا آروم لب زد _تو عاشق بوی دریا بودی و حالا این دریا میشه آرامگاه من دلم برات تنگ شده جوری که همین الان میخوام بیام بغلت و مثل همیشه خواب آرومت و بهم بزنم عشق من🩶
You may also like
Slide 1 of 10
❏ᏟᎪᏞᎷ ᏚᏞᎬᎬᏢ❏ cover
BASOREXIA🧚‍♂️ | KV cover
| 𝗖𝗼𝗲𝘂𝗿 𝗯𝗿𝘂𝗹𝗮𝗻𝘁 | Omegaverse ᵏᵛ  cover
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل{KookV} cover
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" cover
MINE ( VKOOK )  cover
𝐊𝐈𝐒𝐒 𝐒𝐂𝐄𝐍𝐀𝐑𝐈𝐎 cover
JAILOR║KOOKV-YOONMIN cover
I Still Want You cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover

❏ᏟᎪᏞᎷ ᏚᏞᎬᎬᏢ❏

6 parts Complete

نام :خواب آرام🩶 کاپل:ویکوک_کوکوی ژانر:انگست، روزمره،بخشی از زندگی،کلاسیک،سداند،چندشاتی. شروع:۶ آپریل۲۰۲۳ /۱۷ فروردین ۱۴۰۲ پایان: ۱۰آگوست ۲۰۲۵/ ۱۹ مرداد ۱۴۰۴ بخشی از داستان: با تمام وجود داد میزد - همیشه میگفتن ما جدا نشدنی ایم،همیشه فکر میکردم حرفشون درسته اما حالا ببین کجا ایستادم ؟ - قرارمون این نبود که من و توی این دنیای سرد و بی رحم ول کنی و بری. - خیلی خودخواهی جونگکوک،میدونستم خوابالویی ولی نمیدونستم من و به یه خواب راحت میفروشی - این بود دوست دارم هایی که میگفتی؟همینقدر دوسم داشتی؟ - ولی من بی معرفت نیستم، من ولت نمیکنم، تا همین الان هم اشتباه کردم که صبر کردم حالا که تو نمیتونی من میام پیشت نگاهی به زیر پاش و دریای خروشان انداخت موج های دریای عصبانی محکم خودشون و به صخره ها میکوبیدن و آسمون هر از چند گاهی غرشی میکرد و سعی می‌کرد ابر های تیره رو بشکافه چشماش و بست و بعد از نفس کشیدن بوی دریا آروم لب زد _تو عاشق بوی دریا بودی و حالا این دریا میشه آرامگاه من دلم برات تنگ شده جوری که همین الان میخوام بیام بغلت و مثل همیشه خواب آرومت و بهم بزنم عشق من🩶