_خوشم اومدا...سبکشو دوست دارم...ولی خب...تیلور سوئیفت رو ترجیح میدم.
+ تیلور سوئیفت رو ترجیح میدم.
آلفای جوان با شنیدن صدای دیگری که دقیقا همزمان با خودش و در فاصله نزدیکی این جمله را گفته بود به طرف صاحب آن نگاه کرد و تقریبا نزدیک بود که در همان لحظه از هوش برود.
+ پس تو هم سوئیفتی هستی؟
و جونگ کوک قلبش را حس کرد که از سینه اش خارج میشود و به اعماق زمین سقوط میکند. چقدر صدای بمش زیبا و آرامش بخش بود! تا حالا با او حرف نزده بود!
دو پسر متفاوت در دنیایی متفاوت. اما با راز هایی به قدمت هزاران سال...
couple: KOOKV
up time: whenever Allah wants
ganre: supernatural, angst, romance, omegawerse, smut, happy ending, maybe action, and I will add later :)
[*کامل شده*]
جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه که خیس از اب شده روبه رو بشه.
حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود
ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکهش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :)
_. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _.
𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂
𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿 𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶
.................