
تهیونگ نویسنده ای که حس میکند دچاره یه سندروم شده، چون هر وقت که از خودش ناراضیِ یه گرمی دلنشین وجودش رو فرا میگیره... ... لب هاش رو روی صورت خونی پسر گذاشت و پیشونی چشمهای بستش رو بوسید، سمت خواهرش برگشت و صورت معصومش نگاه کرد، دوتا فرشته که آروم گرفته بودن، و اون نتونست ازشون محافظت کنه. +من تو زندگی... زندگی بعدیم... پ... پیداتون... پیداتون میکنم... تا آخر عمرم... از... از هر دوتون... محافظت... م... میکنم (بیاین بگین گریه نکردین!) کاپل : vmin ژانر: درام، ماجراجویی، هپیاند...Tous Droits Réservés
1 chapitre