-' Emperor's Smile '-

-' Emperor's Smile '-

  • WpView
    GELESEN 2,578
  • WpVote
    Stimmen 389
  • WpPart
    Teile 9
WpMetadataReadErwachseneninhaltLaufend
WpMetadataNoticeZuletzt aktualisiert Sa., Dez. 21, 2024
WpInfo
Fanfic
Stray Kids
به دو طرف یقه جیسونگ چنگ زد و از هم بازش کرد. حرکتش سریع‌تر و غیر قابل پیش بینی تر از اونی بود که جیسونگ بتونه واکنشی نشون بده. چشم‌هاش رو، روی سینه و گردنش چرخوند. به دنبال کبودی‌های جدیدی می‌گشت که هر چند روز یک بار، روی پوستش نقش میبستن‌. "شرط میبندم من خیلی بهتر از اون‌ها می‌تونم انجامش بدم." جیسونگ وحشت زده چند قدم به عقب برداشت و با ناباوری صورت مینهو رو به امید پیدا کردن اثری از شوخی، از نظر گذروند. مینهو دیوونه شده بود. چون این‌ها کلماتی نبودن که کسی بخواد خطاب به برادر خودش، به زبون بیاره. - زندگی جیسونگ توی قصر به عنوان پسر حرومزاده پادشاه، همیشه با چالش‌های متفاوتی مواجه بوده و با تغییر رفتار برادر بزرگترش مینهو، همه چیز به هم می‌ریزه و رازهایی که نباید، برملا میشن. ﹌﹌﹌﹌﹌﹌ کاپل: مینسونگ ژانر: رومنس، هیستوریکال، اسمات چنل فیکشن: OrphicFiction دیلی نویسنده: thegreatgodpanisdead ﹌﹌﹌﹌﹌﹌ توجه: این فیک شامل هیچ گونه روابط اینسستی نمیشه.
Alle Rechte vorbehalten
Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-CommunityErhalte personalisierte Geschichtenempfehlungen, speichere deine Favoriten in deiner Bibliothek und kommentiere und stimme ab, um deine Community zu vergrößern.
Illustration

Vielleicht gefällt dir auch

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Mehr Details
WpActionLinkInhaltsrichtlinien