SENARIO BOOK "1"

SENARIO BOOK "1"

  • WpView
    Leituras 11,395
  • WpVote
    Votos 591
  • WpPart
    Capítulos 30
WpMetadataReadConcluída qua, ago 6, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
سناریوهای متعدد و متنوع در ژانرهای مختلف✨ کاپلِ بوک: کوکوی/ویکوک نویسنده: ژارا نکته: سناریوهای آپ شده ی من در این بوک، توی چنلِ تلگرامیِ ویکوک لند هم آپ می‌شن؛ اگر در تلگرام هستید، خوشحال می‌شم که اونجا هم همراهیم کنین^^🤍 امیدوارم از خوندنِ این بوک و سناریوهاش، لذت ببرید.
Todos os Direitos Reservados
#11
senario
WpChevronRight
Junte-se a maior comunidade de histórias do mundoTenha recomendações personalizadas, guarde as suas histórias favoritas na sua biblioteca e comente e vote para expandir a sua comunidade.
Illustration

Talvez você também goste

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Before you (I thought I had it all) | KookV
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • Lunafloraⱽᵏ | لونافلورا
  • My little boy in pain
  • Russian nights
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • 𝑃𝐴𝑆𝑆𝐸𝐷
  • Lovelorn
  • Night Sky ✓
  • 𝓘𝓶𝓪𝓰𝓲𝓷𝓪𝓽𝓲𝓸𝓷(𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽)
  • Love is an emotional accident
  • SOLUS
  • Destruction
  • "It's 2017" AU
  • V in whish site | Taekook Kookv
  • ℙ𝕒𝕣𝕗𝕦𝕞 ℝ𝕠𝕤𝕖 𝔹𝕝𝕒𝕟𝕔𝕙𝕖༆🤍⛓️
  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • Losers Club[hyunlix]

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

Mais detalhes
WpActionLinkDiretrizes de Conteúdo