یونگی و اشتباهاتش، اشتباهاتی که اونو توی دردسر انداختنش...
اولین، این بود که رفت به مکان نحسی که یه روزی ارومش میکرد!
دومین اشتباهش این بود اجازه داد اتفاق بیوفته...
سومیش هم... این بود که خوشش اومد.
آره خوشش اومد اون لعنتی خوشش اومد!
ولی انتقام میگرفت از مسبب تمام حال بدیاش از کسی که باعث شده بود تا این حد کثیف بشه و از اون مه متر از خودش بدش بیاد.
لحظهای قوی بودن رو گذاشت کنار و با تمام وجودش گریه کرد صدای زجههاش تمام آجرهای اون هتل نفرین شده رو میلرزوند!
روز بعد باید طوری وانمود میکرد که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده و دوباره سر پا میشد.
ولی مگه اون یادگاری از اون شب نفرین شده میزاشت؟
Name: Oxymoron
Couple: Hopegi , kookv
Gener: omegavers, smut, angest, enigmatic
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...
تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره.
-ولم کن...
-وگرنه چی میشه؟
کاپل: کوکوی.
ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس