Story cover for Ranaway by fatemehs21
Ranaway
  • WpView
    LETTURE 736
  • WpVote
    Voti 82
  • WpPart
    Parti 4
  • WpView
    LETTURE 736
  • WpVote
    Voti 82
  • WpPart
    Parti 4
Completa, pubblicata il ago 02, 2024
خب این کار اول منه (می‌دونم هیچکس قرار نیست بخونش در نتیجه زیاد حرف نمی‌زنم🙂😑 ) 
یه وانشات کوچولو در مورد شخصیت های مورد علاقه ام ♥️
دستیل قشنگم 💚💙
#Supernatural
Tutti i diritti riservati
Iscriviti per aggiungere Ranaway alla tua Biblioteca e ricevere tutti gli aggiornamenti
oppure
#226supernatural
Linee guida sui contenuti
Potrebbe anche piacerti
Coshay / نامیرا di rominaromina396
128 parti In corso
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
♥️Hate or love♠️ di ndmrstudio
6 parti In corso
🍷ongoing🍾 ♥︎update: not defined❓ ♡Write by:Nana.pink🐷 ♥︎Couple's: chanbaek {main} ♥︎Chanlix,hunhan{side} ♡Gener: ♡action comedy,mystery,romance ♡full smut🔞 dirty talk.. ♥️♠️♣️♦️♥️ گفته شده وقتی بین حس عشق و نفرت گیر می‌افتی، جنونی وحشتناک در تو ریشه میزنه که قابل پیش‌بینی نیست. چرا که عشق حس قوی و به تنهایی تورو قدرت مند میکنه همچنین نفرت همیشه یک پله از اون قوی تره چون بعد از اون عشق بینهایت به وجود میاد، برای همین وقتی این دو در کنار هم قرار بگیرن تورو به دیوانگی میرسونه.. این حس جنون، از داستانهای کهن و باستانی گرفته تا روایت های امروزی وجود داشته.. میشه گفت همیشه قوی نبود، ممکنه فقط از یک بازی بچه گانه شروع بشه،اما گذر زمان اون نهال رو انقدر تنو مند و ریشه هاشو انقدر محکم میکنه که فقط با سوزوندن اون ریشه ها میتونی متوقفش کنی!! برای اون دو نفر که با مرگ والدینشون صميميت بینشون کاملا ازبین رفت و تنها دشمنی باقی موند.. دشمنی که میتونه کاری کنه تا دو انسان از خون هم، تشنه خون هم بشن.. و زمانی که بعد از هفت سال، همو ملاقات میکنن، حتی پدر بزرگشون هم نمیتونه اونارو از هوسی که نسبت به کشتن هم دارن دور کنه!! ♠️♥️♠️♥️♠️♥️ There's not much difference between hate or love.. They're both strongest feelings that we have in our heart.. ♥️♠️♥️♠️♥️♠️♥️ 🚫Don't copy
Potrebbe anche piacerti
Slide 1 of 10
🌘شـب‌که‌میـشه🌒 cover
How to kiss a wizard (Persian translation) cover
Dark light [Drarry] cover
Coshay / نامیرا cover
Dangerous love[sterek] cover
♥️Hate or love♠️ cover
When You Know It's A Grave?  cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
The Kids Better Be All Right! cover
котёнок. cover

🌘شـب‌که‌میـشه🌒

19 parti In corso

📌وضعیت: متوقف شده.🖋️🤎📚 ⏳آغاز: ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵ ⌛پایان: --- ⏰ بازنویسی: --- نگفت مادر ، خب مادر نداشتیم... نگفت پدر ، خب پدرمون بعد از مادرمون دیگه پدر نبود یه جنگجو بود... اون گفت دین ، اولین حرفش این بود ، دی... میدونید من بیشتر از یه برادر براش بودم ، من مادرش بودم ، پدرش بودم ، من همه کَسِش بودم...وقتی برای اولین بار سرشو به سرم نزدیک کرد و منو بوسید حال عجیبی داشتم فهمیدم حس من نصبت به اون برادرانه نیست و... #شب_که_میشه... فن فیک وینسست از سم و دین به نویسندگی S_M_H با موضوع خود سریال که حقیقت spn رو آشکار می‌کنه 😍