Lost
  • WpView
    Reads 2,784
  • WpVote
    Votes 248
  • WpPart
    Parts 6
WpMetadataReadComplete Tue, Aug 6, 2024
WpInfo
Fanfic
Hannibal
[کامل شده] "میدونی... ویلیام احمق‌ترین آدمیه که دیدم.‌ تو بهش آسیب زدی‌. دوباره، و دوباره، و دوباره." با هر کلمه‌ای که میگفت صداش بلندتر می‌شد. همزمان با کلمه‌ی آخر، محکم‌ترین مشتش رو به صورت مرد کوبید. اونقدری که استخوان‌های انگشتهاش احساس درد و سوزش کردن. نگاه کوتاهی به پشت دستش که به خون هانیبال آغشته شده بود انداخت و قهقهه‌ی عصبی زد. "و اون تو رو بخشید. دوباره، و دوباره، و دوباره. ولی من؟ نه، لکتر. هرگز." _______________ Series: Hannibal NBC Couple: Hannigram Genre: psychology, thriller, romance, smut
All Rights Reserved
#11
willgraham
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Messiah River
  • dancing in the dark
  • Irresistible
  • The false citadel [ ارگ دروغین ]
  • Hannigram one shots (different versions)
  • Hannigram is fun
  • 𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬
  • 𝑷𝑼𝑵𝑻𝑶 𝑫𝑰 𝑰𝑵𝑽𝑬𝑹𝑺𝑰𝑶𝑵𝑬
  • 7 Years
  • when love lasts [hiddlesworth]

"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]

More details
WpActionLinkContent Guidelines