Mirror Touch [L.S] ~ persian translation

Mirror Touch [L.S] ~ persian translation

  • WpView
    Reads 30
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing1h 9m
WpMetadataNoticeLast published Fri, Aug 9, 2024
«می‌دونی که من می‌تونم توی صداها رنگ‌ها رو ببینم، درسته؟» هری سرش رو تکان می‌ده، مثل همیشه که نمی‌دونه چی به چیه و لویی هم از این وضع آگاهه. «خب، یه نوع دیگه از سینستزیا هم دارم به اسم لمس آینه‌ای. چیزی در موردش شنیدی؟» هری سرش رو تکان می‌ده و لویی حس می‌کنه که شونه‌ها و فکش یه کم شل شده، انگار که موضوع براش جدید و جالبه. «یعنی من می‌تونم احساسی که دیگران دور و برم دارن رو کاملاً حس کنم. دائما و بدون توقف» یا، جاییکه هری یه فروشگاه لباس دست دوم داره، و لویی مجری رادیوعه. لویی سینستزیای لمس آینه‌ای داره، که باعث می‌شه احساساتی که دیگران، دور و برش دارند رو حس کنه. و خب، چیزای زیادی رو دور و بر هری حس می‌کنه.
All Rights Reserved
#5
ليام
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Little Bunny
  • Fuck me like u do! ver vkook
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́
  • Rival(VKOOK)🔞
  • ...
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • red moon
  • Hundredth Day / OneShot

( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....

More details
WpActionLinkContent Guidelines