NEED A HAND?

NEED A HAND?

  • WpView
    Membaca 13,378
  • WpVote
    Vote 1,961
  • WpPart
    Bab 29
WpMetadataReadLengkap Sel, Jun 16, 2026
WpInfo
Fiksi Penggemar
Karakter Asli (OC)
K-pop
LGBTQIA+
Gay
"کمک میخوای؟" "چوی سونگچول یه مدیر عامله که نیاز داره برای چند ساعتم که شده چشم روی هم بذاره ولی مشکلات خوابش این اجازه رو بهش نمیده. حالا چی میشه اگه یه امگا که همه از ماساژ های فوق‌العاده‌اش تعریف میکنن باعث بشه رئیس موقع ماساژ یه خواب که مدت هاست دنبالشه رو تجربه کنه؟" ......... "جئون ونوو منشی سونگچوله ولی محض رضای الهه ماه آلفا به این جذابی حاضر نیست با هیچ کس قرار بذاره؟ البته که منتظر جفت حقیقیش باقی میمونه حتی اگه توی عصر تکنولوژی پیدا کردن جفت حقیقی مثل دنبال سوزن گشتن توی انبار کاهه!" couples : jeongcheol , minwoo , seoksoo genre : Omegaverse , fluff , a bit smut , romance (این کار نوشته‌ی خود منه و اجازه‌ی بازگردانی به هیچ کاپل دیگه‌ای رو نداره!❌)
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#6
seoksoo
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Jeongcheol | کوپید
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛
  • Blondie | Seoksoo
  • MOTH TO A FLAME
  • I'm The MFKIN' DEVIL (Yungi | Woosan)
  • Three Is Not a crowd [ChanJinHo]
  • Blue moon
  • Haumea
  • ربان قرمز🎀The Red Ribbon🎀
  • 𝑊ℎ𝑖𝑠𝑝𝑒𝑟𝑠 𝑖𝑛 𝐹𝑙𝑜𝑟𝑒𝑛𝑐𝑒

اسمم یون‌جونگهانه، ولی حالا اینو ولش کن. اگه بخوام صادق باشم، یه کم تیکه‌پرون و کنایه‌زنم. زیاد با بقیه نمیجوشم و فقط یه دوست صمیمی دارم، همین. شایدم یه جورایی از همه بچه‌های مدرسه بدم میاد... ولی یه پسر تو مدرسه هست که... چطور بگم؟ انگار از یه دنیای دیگه‌ست. اون‌قدر جذابه که فکر میکردم حتی نگاهمم نمیکنه. همون پسر رویایی که انگار برای من زیادی خوبه، برای همه زیادی خوبه! میدونی چی میگم؟ همون پادشاه باحال و محبوب مدرسه‌ست که با یه لبخند میتونه دل همه رو ببره... اوف، اینو بد گفتم، نه؟ خلاصه، وقتی یه روز اومد سمتم، قلبم داشت از ذوق وایمیستاد. اما فکر میکنید برای چی؟ ...برای اینکه ازم خواست کمکش کنم تا مخ صمیمی‌ترین دوستم رو بزنه... از همون اول میدونستم نباید دل ببندم و فکر کنم یه روزی ممکنه به من نگاه کنه. ولی بازم گفتم: «باشه، کمکت میکنم.» حتی اگه این کار دل خودمو بشکنه یا حتی دل دوستم که همیشه پشتم بوده، آخه چی ممکنه خراب شه؟ جز اینکه همه‌چیز به هم بریزه؟ فکرم این بود که اونا رو با هم جور کنم، بعد همه‌چیز روبراه میشه... مگه نه؟ ولی خب، زندگی هیچ‌وقت نمیذاره همه‌چیز به این راحتی پیش بره. .......

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan