NEED A HAND?

NEED A HAND?

  • WpView
    Reads 12,166
  • WpVote
    Votes 1,830
  • WpPart
    Parts 28
WpMetadataReadComplete Fri, Aug 8, 2025
"کمک میخوای؟" "چوی سونگچول یه مدیر عامله که نیاز داره برای چند ساعتم که شده چشم روی هم بذاره ولی مشکلات خوابش این اجازه رو بهش نمیده. حالا چی میشه اگه یه امگا که همه از ماساژ های فوق‌العاده‌اش تعریف میکنن باعث بشه رئیس موقع ماساژ یه خواب که مدت هاست دنبالشه رو تجربه کنه؟" ......... "جئون ونوو منشی سونگچوله ولی محض رضای الهه ماه آلفا به این جذابی حاضر نیست با هیچ کس قرار بذاره؟ البته که منتظر جفت حقیقیش باقی میمونه حتی اگه توی عصر تکنولوژی پیدا کردن جفت حقیقی مثل دنبال سوزن گشتن توی انبار کاهه!" couples : jeongcheol , minwoo , seoksoo genre : Omegaverse , fluff , a bit smut , romance (این کار نوشته‌ی خود منه و اجازه‌ی بازگردانی به هیچ کاپل دیگه‌ای رو نداره!❌)
All Rights Reserved
#7
seoksoo
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ☕⊱A Hug In A Cup⊰☕
  • Strawberry and Sex || Kookmin
  • 𝐓𝐇𝐄 𝐒𝐏𝐄𝐋𝐋 𝐎𝐅 𝟐𝟓 🌌🔮
  • JIN
  • 𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒆𝒔𝒊𝒅𝒆𝒏𝒕'𝒔 𝒔𝒐𝒏
  • PLAY with me
  • Only Mine / ChanBaek { Persian Translation }
  • Fiction Dictionary! 📑
  • 🍑 𝑩𝑰𝑻𝑪𝑯 🍑
  • dive into love | JeongCheol

بیون‌بکهیون یه مربی مهدکودک سر به هواست که چند ماهه روی یه غریبه جذاب که توی مترو میبینتش کراش زده...☁️💖 و یه روز یهو تصمیم میگیره از دور دید زدن دیگه بسه! دنبال کردن اون غریبه پاش رو به کافه Heavenly# میکشه و یه دوره جدید تو زندگیش شروع میشه. اما خب از اونجایی که بکهیون اونقدرام خوش شانس نیست اون غریبه لعنتی "پارک چانیول" یه باریستای جذاب و آسکشواله و بیشتر با قهوه تحریک میشه تا لاس زدنای بکهیون ... راستی چیزی به اسم " #قهوه‌سکشوال" وجود داره؟ ☕️ •••••••••••••••••••••••••••••••• یونگی هیچوقت فکرش رو نمیکرد با قدم گذاشتن به کافه Heavenly به اصرارهای دوستش اونجا قراره با شیرین‌ترین طعمی از قهوه که چشیده بود اشنا بشه. طعم لب های خوشمزه اون گارسون بامزه پارک‌جیمین شایدم لبخند های کیوتی که میزد یا مدلی که دنبالش راه میوفتاد و هیونگ صداش میکرد میتونست هر قهوه ای رو شیرین کنه... حتی وجود خود مین یونگی رو که خیلی سال بود حتی از قهوه هم تلخ‌تر بود! ظاهرا یونگی بالاخره هم طعم مورد علاقه اش رو پیدا کرده بود... هم یه گربه‌فسقلی که بالاخره بخواد با خودش ببره خونه... گربه ی شانسش! ☕کاپل : چانبک.یونمین. تویون ☕ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره.کمدی. ددی‌کینک ☕محدودیت سنی : NC 18+ ☕نویسنده : Silver Bunny

More details
WpActionLinkContent Guidelines