جادهی بنفش!
یک شب نامجون کیم تصمیم میگیره به قولش عمل کنه و تک داداششو با خودش ببره!
اما کجا؟!
جایی که فقط برای نامجون کیم هایی طراحی شده که بتونن خودشونو نجات بدن! نه برا پسر بچه های هجده ساله!
یه امشب با برادرای کیم بیا! شاید پسر عموشونم دیدیم!
______________________________________
- تخم داره کسی نزدیک اموال کیم نامجون بشه ؟!
.
- آاا.. هیونگ این قراضه که چیزی نیست واقعا ارزش بحث نداره که فقط بگیرش بریم !
- به به !..جئون زبون دراز شدی؟!..تا دیروز زبونتو زیر تایر نامجون می دیدم!
.
- هورنی های قرمز !...اسمتون باید این میبود!..از نامجونتون تا چنتون...ا.اههه..
دستاشو دور گردنش تنگ تر کرد تا از کنده شدن گوشتش توسط اون لبا کم کنه.
- اوف!!...و تویی که منتظرش بودی!
.
- برمیگردی ؟..
- برمیگردم !
____________________________________
gunner = action , smut , harmful , one night
couple = jintea , kookmin , sope , a little namgi
(*چند شاتی فقط درموره یک شبه اگه حسش اومد ادامش میدم!*)
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞
[Completed]
«جونگکوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر میکنه که میتونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرماندهی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش بههم میریزه.»
- اگه اینقدر علاقه به مردن داری... میتونم زودتر از این تمرینهای کشنده دخلت رو بیارم!
جونگکوک که گونه و چونهاش توی دست بزرگ فرماندهاش تحت فشار بود، نالهی آرومی کرد و جوابش رو داد:
- آه...فرمانده... اینقدر دوست داری من رو با دستهای خودت بکشی؟
تهیونگ نیشخندی زد و با ولکردن چونهاش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد.
- تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگهای فکر نکردم!
«اتمام یافته»
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست