Story cover for ACTOR🎬 by akidultSnow
ACTOR🎬
  • WpView
    Leituras 4,715
  • WpVote
    Votos 1,262
  • WpPart
    Capítulos 41
  • WpView
    Leituras 4,715
  • WpVote
    Votos 1,262
  • WpPart
    Capítulos 41
Em andamento, Primeira publicação em ago 29, 2024
Maduro
دفعه دیگه که خواستی ادای یه خرگوش کوچولوی مهربون رو دربیاری... حواست باشه که این حیوون هار ممکنه گردن کوچولوت رو زیر دندون‌هاش خرد کنه
پس حسابی مراقب خودت باش رفیق :)

couple: jeongcheol, gyuhan, cheolsoo
genre: psychological, criminal, mystery, smut, romance
fanfiction, 50 episode
Todos os Direitos Reservados
Índice
Inscreva-se para adicionar ACTOR🎬 à sua biblioteca e receber atualizações
ou
Diretrizes de Conteúdo
Talvez você também goste
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩, de Theaurrora
30 capítulos Em andamento
"یادته صدات می‌کردم موگه؟ می‌دونی موگه یعنی چی فرشته‌ی سقوط کرده من؟ گل سفیدیه که از چکیدن اشک شیطان، جوونه زد..." مینهو، مجسمه‌ساز خاموشی که هر شب، با ساختن پرتره‌ی تکراری از عشق به قتل رسیدش، به درد گذشته چنگ می‌زنه. تا وقتی جیسونگ، پسری مرموز با لبخندهای مصنوعی و چشمانی که بوی دلتنگی می‌دادن، وارد زندگیش می‌شه.اما چیزی راجب اون پسر عجیب به نظر میرسید.‌ اون پسر به شدت شبی به عشق از دست رفتش بود. احساسی بینشون شکل گرفت که نه عشق بود، نه نفرت. یه کشش دیوونه‌کننده که نمی‌شد جلوش رو گرفت. اما جیسونگ فقط یه پسر معصوم نیست. اون یه فرشته‌ی سقوط‌ کرده‌ست با کلی گناه و اشتباه! و مینهو اون‌قدری عاشق این شیطان شده که می‌خواد با لبخند، وارد جهنمش بشه. تا وقتی که حقیقتی تاریک از جیسونگ، همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. موگه، داستانِ دو پسره که نباید به هم میرسیدن، ولی هرچی بیشتر دور می‌شدن، بیشتر غرق هم میشدن. Fic Name: Mogeh(Snow flower) Couples : MinSung , ChanIn Genre: Romance, Mystery, Medical, crime, Dram, Smut Writer : Aurora درحال آپ روزهای آپ: شنبه ها ساعت21
Talvez você também goste
Slide 1 of 10
عـتبه  cover
Love in the fence of madness  cover
𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️ cover
black group 🖤 cover
Part Of My Destiny cover
Hotel California  cover
captured "ĸooĸv" cover
Ash Heir cover
در جستجوی خورشید cover
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 cover

عـتبه

3 capítulos Em andamento

عتبة هي اللحظة التي تقف فيها الشخصيات على مفترق طرق بين الماضي والمجهول، بين الأمان والخطر. في كل صفحة، تتكشف الأسرار شيئًا فشيئًا، وتواجه الشخصيات قرارات تغيّر مصائرهم للأبد. رواية غامضة، تجمع بين التشويق والرعب النفسي، حيث يختلط الواقع بالخيال، وتصبح العتبة رمزًا لكل شيء مجهول وخطر محتمل. كل خطوة على العتبة تحمل معنى، وكل عبور يترك أثرًا لا يُمحى.