goddess of tears

goddess of tears

  • WpView
    Reads 18
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Sep 1, 2024
همه ی ما آفرودیته را می شناسیم. به زیبایی اش، به داستان تولدش، به ظرافتش، به خیانت هایش، به معشوقه هایش..... آدونیس را هم می شناسیم. معشوقه ی محبوب آفرودیته که به دست آرس کشته شد و نماد تجدد حیات است. ولی این داستان ایزد بانویی تازه متولد شده است. فرزند آفرودیته و آدونیس.از مادر خدا و از پدر انسان ولی به قدرتمندی زئوس و آتنا تا آنجا که به جای نیمه خدا او را ایزد بانو نامیدند. " شخصیت اصلی این داستان، فرزند آدونیس و آفرودیته کاملا خلق شده از ذهن منه و توی هیچ کتابی از این ایزدبانو اسمی برده نشده، چون وجود نداره ! ویژگی هایی که از آدونیس و آفرودیته نوشتم و جوری که آدونیس به قتل می رسه همه مکتوب و معروفن ولی به غیر از اونها، داستان با تخیل من جلو می ره"
All Rights Reserved
#46
داستان
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • ~Where's My Angel❄
  • Daddy And Little Girl
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • CHROMANDA | VKOOK
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • The miracle of birth
  • womb of oblivion

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines