Hellish Love

Hellish Love

  • WpView
    Reads 56,246
  • WpVote
    Votes 4,725
  • WpPart
    Parts 32
WpMetadataReadComplete Wed, Jul 30, 20254h 5m
WpInfo
Fanfic
BTS
(عشق جهنمی) Hellish Love کاپل اصلی:کوکمین ژانر:امگاورس،رمنس،درام،اسمات،شاید انگست خلاصه: هیچوقت همچین ازدواجی رو برای خودش تصور نکرده بود...همیشه فکر می‌کرد قراره با کسی که دوستش داره تو یه روز آروم و رمانتیک ازدواج کنه...اما رویاها فقط تو رویاها باقی می‌مونه... جیمین امگای پسر یه خانواده‌ی مافیا که رده‌ی بالایی ندارن اما چی میشه اگه پدرش برای بالا کشیدن خودش مجبورش کنه که با آلفای یه خانواده‌ای قدرتمند ازدواج کنه؟ -تو فردا شب یا ازدواج می‌کنی یا میمیری...انتخابش با خودته! +پس میتونی منو بکشی...منو بکش...منو بکشششش! -باشه هرجور خودت میخوای...اما..اون دوست پسرت که به اصطلاح عاشقشی هم کنارت دفن میشه...اینو بدون و دوباره راجبش فکر کن! روزهای آپ:کامل شده
All Rights Reserved
#73
کوکمین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝘼𝙩𝙖𝙧𝙖𝙨𝙝𝙞
  • 🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed]
  • Can Call Me Bad Boy
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • Chocolate & Coffee (Kookv)
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • Omega And His Baby

↬𝘼𝙩𝙖𝙧𝙖𝙨𝙝𝙞↫ ✧𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐥𝐨𝐰 𝐛𝐮𝐫𝐧, 𝐞𝐧𝐞𝐦𝐢𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐬 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐫, 𝐜𝐨𝐥𝐥𝐞𝐠𝐞 𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲, 𝐩𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲, 𝐝𝐫𝐚𝐦 ✧𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧, 𝐭𝐞𝐚𝐣𝐢(𝐭𝐞𝐚𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠𝐗𝐲𝐞𝐣𝐢) _________________ آتاراشی یه کلمه ژاپنیه. به معنای تغییر، اما تغییر همیشه به معنای عوض کردن قدیمی ها نیست، یا نو کردن هرچیز آزار دهنده و مشکل ساز، گاهی تغییر میتونه با برگشتن به منشأ مشکلات شروع بشه.... _________________ ↫بخشی از داستان: پسر امگا بی حواس از عطر نعنا نفس می‌کشید، گره خفه‌کننده سکوت رو از گلوی خودش باز می‌کرد و با ارامش خاطری بیشتر کاغذ سفید رو پر می‌کرد. بی خبر از سنگینی نگاه تیره ای که روی اون خشک شده بود و قدم هایی که مبهوت عطر یاسش متوقف شده بودن. پارک جیمین، امگای باهوش و دانشجوی شماره یک دانشگاه بود و استاد جوانش که اولین روز کاریش رو اونجا میگذروند، حسرتی که از انتقالی بی موقعش داشت رو با حسرت جدیدی جایگزین کرد. حالا فقط افسوس بود که چرا تابه حال مست این رایحه مشهور نشده بود. _______________ ↫خلاصه: آدم‌ها میمیرن. بعضی هم زنده میمونن و سالها تاوان میدن. بعضی زندگی ها روی حقایقی ویران ساخته میشن

More details
WpActionLinkContent Guidelines