Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Hellish Love

Hellish Love

  • WpView
    Reads 48,963
  • WpVote
    Votes 4,057
  • WpPart
    Parts 32
WpMetadataReadComplete Wed, Jul 30, 20254h 5m
(عشق جهنمی) Hellish Love کاپل اصلی:کوکمین ژانر:امگاورس،رمنس،درام،اسمات،شاید انگست خلاصه: هیچوقت همچین ازدواجی رو برای خودش تصور نکرده بود...همیشه فکر می‌کرد قراره با کسی که دوستش داره تو یه روز آروم و رمانتیک ازدواج کنه...اما رویاها فقط تو رویاها باقی می‌مونه... جیمین امگای پسر یه خانواده‌ی مافیا که رده‌ی بالایی ندارن اما چی میشه اگه پدرش برای بالا کشیدن خودش مجبورش کنه که با آلفای یه خانواده‌ای قدرتمند ازدواج کنه؟ -تو فردا شب یا ازدواج می‌کنی یا میمیری...انتخابش با خودته! +پس میتونی منو بکشی...منو بکش...منو بکشششش! -باشه هرجور خودت میخوای...اما..اون دوست پسرت که به اصطلاح عاشقشی هم کنارت دفن میشه...اینو بدون و دوباره راجبش فکر کن! روزهای آپ:کامل شده
All Rights Reserved
#66
کوکمین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • fake love ❗عشق دروغین
  • Limerence | Vkook
  • BLONDE
  • Chocolate & Coffee (Kookv)
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق
  • 🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • Last Angel (Rule s1)
  • Can Call Me Bad Boy
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • 𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬
  • Omega And His Baby
  • Pink Rabbit Season.1
  • MUST BE SUNNY [KookV]
  • You are snake. Aren't you?
  • Darvin's Clover | VKOOK
  • 𝘼𝙩𝙖𝙧𝙖𝙨𝙝𝙞
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed]

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶

More details
WpActionLinkContent Guidelines