Story cover for SEKIJO (Completed) by irisxyou
SEKIJO (Completed)
  • WpView
    Reads 2,667
  • WpVote
    Votes 315
  • WpPart
    Parts 21
  • WpHistory
    Time 8h 10m
  • WpView
    Reads 2,667
  • WpVote
    Votes 315
  • WpPart
    Parts 21
  • WpHistory
    Time 8h 10m
Ongoing, First published Oct 15, 2024
• • ⋆ 🔪🩸

"پدرت ... چرا کشتیش؟!"
 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌"اون ازم خواست! ..."

چندین ماهه که قتل‌های زنجیره‌ای وحشیانه، پنجاه و یک میلیون شهروند کشور کره‌ی جنوبی رو داخل گودال هراس بی‌انتهایی انداخته. شواهد حاکی از اینه که بعد از ده سال، این کشور دوباره شاهد یک قاتل‌سریالیه؛ منتها این‌بار قاتلی به مراتب مخوف‌تر و خون‌خوارتر! بعد از ارتکاب سومین قتل، رسانه‌ها به این قاتل مرموز، لقب سِکیجو رو دادن؛ موجودی افسانه‌ای و به اندازه‌ی همین قاتل، وحشی و تشنه به خون!
آیا سِکیجو بعد از ارتکاب چندین و چند قتل وحشیانه بالاخره دستگیر میشه؟ آیا همدست و معشوقه‌ای هم داره؟ پایان این سایه‌ی وهم و هراس قراره تو کدوم چپتر رقم بخوره؟

"دوست داری چطوری انجامش بدی بیبی؟ خفه‌ش کنی؟ تیکه‌تیکه‌ش کنی؟ شکمشو پاره کنی؟ قلبشو از سینه بکشی بیرون؟ یا شاید هم با رگ‌های بدنش دست‌بند درست کنی؟!"

𝗚𝗘𝗡𝗥𝗘: 𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅, 𝖧𝖺𝗋𝗌𝗁, 𝖬𝗎𝗋𝖽𝖾𝗋, 𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖡𝖣𝖲𝖬
𝗖𝗢𝗨𝗣𝗟𝗘: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇

(اگه به خشونت و قتل، سایکوها، و روند حل‌کردن پرونده‌های جنایی علاقه‌مندین این بوک رو از دست ندین)
All Rights Reserved
Sign up to add SEKIJO (Completed) to your library and receive updates
or
#45کوکمین
Content Guidelines
You may also like
Little Bunny  by Zabi1212
40 parts Complete Mature
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞 by Strangerfromhellover
4 parts Ongoing
🔞 هشدار 🔞 این استوری حاوی کلمات و اشارات مستقیم جنسی و باز میباشد. به هیچ گونه از کلمات جایگزین استفاده نمیشه. ممکنه صحنه های bdsm و تنبیه و خشونت جسمی و جنسی باعث آزارتون بشه. پس اگر از مطالعه اینجور استوریها خوشت نمیاد، دراپش کن دوست من. نگی نگفتم♥️ *************** + فکر کردی پیدات نمیکنم استاد؟!! هه! اینهمه سال دنبالت گشتم.... الان دیگه راه فراری نداری! جایی رو نداری بری!!! باید دستو پاتو ببندم و همینجا نگهت دارم!! یا بهتره بشکنمشون...! «قصه‌ی قلبی پر از کینه... نفرتی که سال‌ها در وجود پسرکی رشد کرد، برای مردی که هیچ‌وقت نفهمید بی‌تفاوتی هم می‌تونه جرم باشه. کسی که تنها گناهش این بود: چرا به من نگاه نکردی؟!... فقط چون با اون، مثل بقیه رفتار کرد...» این پسر دچار عشق و نفرتی شده که نه می‌تونه ازش دست بکشه و نه میدونه چجوری باید ادامه‌اش بده! به نظرتون این استوری دارک، چه پایانی داره؟!... برای فهمیدنش با ما همراه باشین💋
my wolf🐺 by Lilyrobersonmira
7 parts Ongoing
متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! by lioraxhayra
14 parts Ongoing Mature
❗️🔞این داستان شامل پارت های جنسی و محتوای بزرگسالان و گاهی همجنسگرایی هست🔞❗️ وقتی دو دنیای کاملاً متفاوت به اجبار با هم گره میخورند، جرقه هایی روشن میشود که نه خودشان میخواهند و نه خانواده هایشان... در این میان، کسی هست که آرام، بی صدا و وفادار، از دور نظاره میکند. اما هیچ چیز آنطور که در ظاهر دیده میشود، باقی نمیماند. بعضی لبخندها نقابند. بعضی سکوت ها، حرف دارند. و این بازی، تازه شروع شده... بخشی از داستان: ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ -جونگکوک چقدر میتونه خود واقعیش رو پشت نقاب قایم کنه؟ _هر چقدر فاصلشون کمتر بشه این نقاب هم پایین تر میره و اونجاست که منافعتون به خطر میوفته +اگه این باعث خراب شدن همه چیز میشه خب چه بهتر که زودتر اتفاق بیوفته ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ ژانر: عاشقانه،اسمات،درام،کمدی کاپل: ا/ت ، جونگکوک ، تهیونگ نویسنده: Liora
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
81 parts Ongoing Mature
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
You may also like
Slide 1 of 9
گریه‌ی خاموش - minsung   cover
Little Bunny  cover
fake love ❗عشق دروغین cover
🔞استادم منو دوست نداره🔞 MY PROFESSOR DOESN'T LOVE ME🔞 cover
my wolf🐺 cover
تو منو دیوونه می‌کنی! cover
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! cover
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 cover
 " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 " cover

گریه‌ی خاموش - minsung

33 parts Complete

وقتی جیسونگ، پسر شیطونِ مدرسه برای اولین بار سر کلاس زبان اشاره می‌شینه، فکرشو هم نمی‌کرد یه نگاه، بتونه دلشو زیر و رو کنه. مینهو، پسر ساکت و خونسردی که همیشه تنهاست، نه حرف می‌زنه، نه لبخند می‌زنه، نه حتی به کسی نزدیک می‌شه. همه ازش دوری می‌کنن، پشت سرش حرف می‌زنن و شایعه می‌سازن. اما وقتی جیسونگ قدم به دنیای مینهو می‌ذاره، می‌فهمه پشت اون سکوت، یه قلب زخمیه که یاد گرفته با دنیا حرف نزنه و تنها پل ارتباطیش، زبان اشاره باشه. و شاید... فقط شاید، این‌بار یکی پیدا شده باشه که بتونه مینهو رو از تنهایی عمیقش بیرون بکشه. آپ: هفته ای یکبار (یا بیشتر) ممنون میشم به داستان ستاره بدید🍫🧋 داستان قشنگی که تصمیم به ترجمش گرفتم🧸 🎖 #1 stratykids #6 leeknow #9 minsung