چطور عدم شناخت کافی از هویت خود و ترس از رو به رو شدن با مسئله ی هویتی ای تازه، باعث پیوند زندگی سه نفر به هم، نافرجامی دو رابطه، و تباهی یک عشق می شود؟
اِمایِ هفده ساله در شهری کوچک که هنوز در میان غوغا و جنب و جوش شهر های اطراف بکر بودن خود را حفظ کرده است،در ایالت مینه سوتای آمریکا زندگی میکند و زندگی اش دچار یکنواختی شده است.در این میان ایوان ویلیامز، دانش آموزی که گویا رازی را با خود حمل میکند از لندن نیز به شهر آنها نزد برادرش می آید تا آنجا زندگی کند.اِما سعی دارد جریان را به زندگی اش وارد کند تا از یکنواختی آن خلاص شود و در این میان متوجه میشود که منافع مشترکی با ایوان در این رابطه دارد چرا که گویی ایوان نیز به همین دلیل قصد سفر به شهر اِما را کرده...
(شهر براون اوک به معنی بلوط قهوه ای که بیشتر وقایع داستان در آن اتفاق می افتند شهری خیالی است و بقیه مکان ها نیز هرچند که واقعی هستند اما اتفاق های به وقوع پیوسته در داستان در آن اماکن غیر واقعی بوده و هرگونه تشابه اسمی و ... اتفاقی بوده است.)
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.