〔 #ShortStory , #Vkook 〕
⇢ɴᴀᴍᴇ : Toska
⇢ɢᴇɴʀᴇ : Romance, Angst, Psychology
⇢ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Monday
〔داستان آش نایی ما شروع خوبی نداشت. دو کودک بیسرپرستی که به ناچار سر از پرورشگاهی کاتولیک درمیارن؛ اما خیلی زود راهشون از هم جدا میشه. سرنوشت متفاوتی که هردو تجربه کردیم تا مسیرهای متضادمون بیشتر از ده سال بعد، یکبار دیگه با هم تلاقی کنه. زمانی که من بهعنوان فرزند ارشد یکی از نمایندههای مجلس ملی کره زندگی میکردم و تو، کسی که همیشه کبودی و یا زخمی روی صورتش داشت، به واژهی دردسر معنا میبخشیدی. صبح یک روز بهاری که نسیم خنکی دست نوازش روی صورت هر عابری میکشید و چهرهی زخمی آشنات، قلب غریبهشده با خودم رو اندکی گرم کرد.〕
⇢ᴡʀɪᴛᴇʀ : #Emrys, #Nia
All Rights Reserved